پايگاه اينترنتي مدل شاپ اقدام به فروش فوق العاده انواع جت و جنگنده كرده است :
-----------------------------------------------------------------------------------------
! ! سرويس ارسال روزانه محصولات براي تهراني ها ! !
فقط با يك تماس 09127311863 و 88422111 در هر ساعت
خريد درب محل كار يا منزل

آدرس سايت: wWw.ModelShop.ir
|
|
مى خواست فرود آيد
تندباد پاراگلايدر او را درهم پيچيد
گروه حوادث: پرنده اى ديگر پس از ۸دقيقه پرواز سقوط كرد. او هشتمين پرنده اى بود كه از ۱۵ماه پيش به سوى مرگ پرواز كرده است.
پسر جوان به دوستانش نگاه كرد و سوار بر پاراگلايدر سفيدرنگ خودشد و پرواز كرد. اين آخرين نگاه او به دوستانش بود.
ابراهيم علمداران جوان ۳۱ساله اى بود كه ۵شهريورماه سال جارى به همراه تيم شش نفره اى به همدان رفت تا در سايت پروازى همدان پرواز كند.
ساعت يك ظهر بود كه او با پاراگلايدر جديد سفيدرنگى كه در اختيار او قرار گرفته بود، اوج گرفت. ۸دقيقه بعد او از طريق بى سيم متوجه شد كه بايد آماده فرود شود. ابراهيم دورى زد و پس از كم كردن ارتفاع قصد فرود آمدن در دامنه تپه اى را داشت، ولى در يك لحظه بادى شديد وزيد و در يك لحظه چتر او جمع شد و از ارتفاع ۳۰مترى به شدت با تپه برخورد كرد. اميد كمالى يكى از دوستان ابراهيم كه شاهداين حادثه بود، مى گويد: از سه سال قبل ابراهيم با پاراگلايدر پرواز مى كرد. او دوره هاى آموزشى موفقى را گذرانده بود. من و او يك بار به همراه
مربيان مان به تركيه رفته بوديم و ابراهيم در سايت پروازى اولودز پرواز موفقى را داشت. وى گفت: ابراهيم در آذر ماه۸۱ نيز در سايت آبسرد با يك بال توانست فرود موفقى داشته باشدو تنها از ناحيه پا دچار آسيب شود.
وى گفت: چهارشنبه شب بود كه همراه تيم ۶نفره به سوى همدان رفتيم. ساعت ۴ بامداد بود كه به همدان رسيديم، ساعت ۱۱ و نيم صبح بعداز استراحت به طرف سايت پرواز كرديم و بعد از عبور از جاده اى فرعى به سايت رسيديم. منطقه پر از تپه بود. ساعت يك ظهر بود كه مربى خواست پرواز كنيم. مربى ابراهيم ۱۰دقيقه قبل از ابراهيم پرواز كرد. او از طريق بى سيم با ما در ارتباط بود. ابراهيم هم اجازه پرواز گرفت و پرواز كرد.
شاهد اين حادثه تلخ اضافه كرد: ابراهيم بعد از اوج گرفتن به طرف نقاطى كه به او گفته شده بود پرواز كرد و بعد از ۸دقيقه پرواز آماده نشستن شد. ابتدا ارتفاع كم كرد. او مى خواست در دامنه تپه بنشيند ولى باد شديدى شروع به وزيدن كرده بود. در يك لحظه چتر او جمع شد و او از ارتفاع ۳۰مترى به تپه برخورد كرد. يك دقيقه طول كشيد تا خودم را به بالاى سرش رساندم.
وى گفت: دنده هاى ابراهيم شكسته بود ولى هنوز زنده بود اما هيچ امكاناتى در آنجا نبود. يكى از صندلى هاى خود را به سرعت بيرون آورديم و ابراهيم را روى آن گذاشتيم و به سرعت به طرف بيمارستان حركت كرديم. بين راه به او ماساژ قلبى و تنفس مصنوعى مى داديم تا او زنده بماند، ولى ابراهيم جان سپرد و تلاشهاى ما بى فايده بود.
عباس آرايى پور ـ يكى از مربيان ـ با اشاره به نكات فنى اين حادثه گفت: ابراهيم آموزش هاى پروازى را زيرنظر من و يكى ديگر از مربيان كسب كرده بود و پروازهاى موفقى را نيز انجام داده بود. به نظر من سايت مناسب نبود و هيچ امكاناتى نداشت، سه هفته قبل از اين حادثه پرنده ديگرى دچار حادثه وآسيب دست و پا شده بود.
وى گفت: پاراگلايدر ابراهيم تحمل حداكثر وزنى برابر با ۹۵ كيلوگرم را مى كرد ولى ابراهيم ۸۵ كيلو بود و ۲۰ كيلو هم وسيله همراه داشت ولى روى اين مسائل نظارت نشده بود و با وجود عدم ديدمناسب او اجازه پرواز گرفته بود.
به گزارش خبرنگار ما، نخستين حادثه دوم خرداد سال ۸۲ در سايت پروازى آبسرد در ۱۵كيلومترى دماوند روى داد و طى آن دو جوان به نام اسماعيل مسن آبادى و سيدبهروز شفيعى دچار حادثه شدند.
تيم جست وجو بعد از ۲۴ساعت ازناپديدشدن آنان درميان ابرها اجسادشان را دركنار درياچه تار پيداكرد.
دومين حادثه ۱۵خردادماه سال ۸۲ درحالى روى داد كه دختر ۱۵ساله اى به نام سپيده سادات سبزگل درمنطقه امامزاده هاشم و كيلومتر ۶۰ جاده هراز قصد پرواز داشت. اين دخترنوجوان به علت بسته نشدن قفل مخصوص از روى پاراگلايدر خود ليزخورده و بعد از سقوط روى سقف خانه اى در سايت امامزاده هاشم جان سپرده بود.
سومين حادثه در ۲۰ تيرماه در سايت پروازى شهران روى داد و درآن مهندس مهران نامجو پس از برخورد با صخره ها جان سپرد.
چهارمين حادثه دوم آبان سال ۸۲ در سايت پروازى امامزاده هاشم به وقوع پيوست و در آن پرنده جوانى به نام اميرتهرانى پس از ۴۵دقيقه پرواز درحالى كه به ۶مترى زمين رسيده بود براثر وزش ناگهانى و شديد باد به صخره ها برخوردكرد.
افشين بيات مختارى كه مربى بين المللى پاراگلايدر بود نيز ۱۵ ارديبهشت ماه سال ۸۳ در سايت جنوبى شهرك صدراى شيراز به پرواز درآمد. بعد از ۱۵دقيقه پرواز زمانى كه او قصدداشت تا فرودآيد به كوهى برخوردكرده و جان سپرد.
همچنين يك پاراگلايدر سوار ايرانى درتركيه سقوط كرده و جان سپرد و ازسال گذشته تاكنون آمارجان باختگان پرندگان به ۸ نفر رسيده است.
فروش انواع هواپیمای کنترل از راه دور الکتریک
برای اطلاعات بیشتر روی ادامه مطلب کلیک کنید...
سالانه 50 فروند هواپيماي فوق سبك در ايران توليد ميشود
مديرعامل شركت هواپيمايي "سبا" گفت: سالانه 50 فروند هواپيماي فوق سبك در كشور توليد ميشود. كاپيتان سيد" جواد ابن الرضا " روز شنبه هنگام اولين پروز هواپيماي فوق سبك توليد ايران در محل فرودگاه گناباد افزود : از زمان آغاز به كار توليد اين نوع هواپيما در صنايع هوايي سبا تاكنون 12 فروند توليد و در بخشهاي مختلف به كار گرفته شده است. وي بيان كرد: توليد هر يك فروند هواپيماي فوق سبك در اين شركت از خروج 34 هزار دلار ارز از كشور جلوگيري مينمايد. وي اضافه كرد: درحال حاضر بيش از 50 نفر درقسمتهاي مختلف مونتاژ و توليد اين هواپيما اشتغال دارند. مديرعامل شركت هواپيمايي سبا كاربرد اين نوع هواپيمار را در بخشهاي كشاورزي، نظامي، انتظامي و شخصي عنوان كرد و افزود: درحال حاضر كساني كه تمايل داشته باشند ميتوانند از اين نوع هواپيما خريداري و استفاده نمايند. ابنالرضا اضافه كرد: به خريداران اين نوع هواپيما آموزش خلباني با ارائه گواهينامه معتبر، يك سال گارانتي و 20 سال خدمات پس از فروش ارائه مي شود. وي قيمت تمام شده اين نوع هواپيما را از 400 ميليون ريال تا يك ميليارد ريال اعلام و اضافه كرد در حال حاضر ۱۵نفر در نوبت خريد قرار دارند. وي عمدهترين مشكل اين صنعت را تنگ نظريهاي بعضي از مسوولين و عدم اطلاع مردم از قانون استفاده از اين گونه هواپيما در كشور اعلام كرد. فرماندار گناباد نيز در اين مراسم گفت: با توجه به شرايط ويژه اين منطقه نياز به احداث و راهاندازي فرودگاه در اين شهرستان بسيار احساس ميشود. "محمد صفايي "افزود: بخش عمده باند اوليه فرود هواپيما در شهر گناباد احداث شده و تاكنون بيش از ۱۲ميليارد ريال براي فاز نخست آن از محل كمكهاي مردمي و دولتي هزينه شده و جا دارد مسوولين كشور با توجه به حادثه خيز بودن منطقه در جهت تكميل اين فرودگاه اقدام نمايند. رييس فروگاه آزادي نيز گفت: براي اولين بار 2500 كيلومتر با هواپيماي فوق سبك در كشور پرواز انجام شده است كه اين امر در نوع خود بينظير مي باشد. " مسعود قاسمي " افزود: پرواز با هواپيماهاي فوق سبك ساخت كشور درمسير قزوين، تهران، سمنان، شاهرود، مشهد، تربت حيدريه، گناباد و بالعكس انجام شد.
متاسفانه در ایران ملخ برای مدلهای سبک گیر نمیاد و خوب این خودش یه مشکل هست دیگه.اما خوشبختانه از نظر باتری ، موتور و ساخت بدنه ی مدل های سبک مشکلی وجود نداره. برای سیستم کنترل از راه دور این مدل ها هم کنترل رادیویی نیست اما فرستنده و گیرنده مادون قرمز با بردی حدود ۱۰ متر در یه سری ماشین های چینی هست که میشه از اون ها در ساخت مدل های زیر ۳۰ گرم استفاده کرد. گیرنده این سیستم خیلی کوچیک و سبک هست . از ۲ باتری قابل شارژ ۷۰mha تغذیه میکنه و 2 خروجی برای 2 موتور فوق العاده کوچیک داره . دور موتورها کم و زیاد میشه . و 2 حالت کند و تند برای قدرت موتور ها داره... از این سیستم میتونید برای یه میکرو استفاده کنید... موتور و باتری برای مدل های سبک زیر قیمت 1000 تومان هست.
در مورد ملخ این مدل ها که اصلا گیر نمیاد شاید بتونید خودتون بسازید. که هم میشه با بالسا ساخت و هم میشه با بریدن یه لیوان یک بار مصرف درست کرد...البته خیلی دقیق باید بریده بشه تا اون شیب و موجی که رو ملخ هست درست در بیاد تا راندمانش بالا بره.تصاویر پایین تو این زمینه شما رو راهنمایی میکنه.




برای بدنه ی این مدل ها هم بلو فوم یا بالسای نازک برای قسمت سوکان ها و یونو فوم با ضخامت 1 سانت برای بال اصلی ( یونولیت رو باید ببرید و یه ایرفویل خوب بسازید) و بازهم بالسا برای محور طولی هواپیما ( البته نه ورقه ای .. بالسا های میله ای شکل ) بهترین ابزار هست ...( بازهم بستگی به سایز مدل داره.)
اگر بتونید این موارد رو گیر بیارید میتونید یه مدل سبک بسازید.
.یه سری از دوستان از من خواسته بودن که توضیحاتی رو در مورد ساختن بدنه ای که تمیز در بیاد بدم که اینجا به مواردی اشاره می کنم.
ببینید دوستان قبل از هر کاری شما باید طرحتون رو تو ذهن بیارید و بعد رو کاغذ.هر سیستمی که بخواین ببندین و یا هر بدنه ای رو که بخواین بسازین حتما از رو نقشه ای که خودتون می کشید باید بسازید.حتی در موارد ساده و جزئی.چرا که شما دارید یه مدل پرنده می سازید جسمی که از زمین جدا میشه و پرواز میکنه و یه همچین چیزی رو هم همین جوری نمیشه ساخت و باید همه موارد مربوط به آیرودینامیک بدنه که به شکل درست قرینه سازی ها و زاویه ها و ...مربوط میشه رعایت بشه. و اینجاست که اگه شما همین جوری و بدون طرح قبلی مدل بسازین چیز جالبی در نمیاد و شاید هم اصلا قادر به پرواز نباشه. پس این نکته اول...
شکل بدنه ها معمولا تقلیدی هست یعنی اکثرا برای قشنگی و همچنین اینکه این بدنه ها امتحان خودشونو پس دادن از روی این مدل ها میسازن.و رایج ترین اونها trainer هایی با مدل های piper cub و بعضی مدل های سسنا و اسپورت هستن.میتونید این مدل ها رو در زیر ببینید. اما چی جوری تو اون سایزی که شما می خواین در بیارین.؟.!.؟.!.؟.!.
این کار هم از نقشه هایی که تو بازار فروخته میشه و یا اگر شما تصویر 1 بعدی از نماهای مختلف یک مدل دیدین میتونید با ضرب کردن نسبت ها به صورتی که 2 شکل با هم متشابه باشن سایز مورد نظرتون رو ردیف کنید.
از نظر من ساختن بدنه اصلی با یونولیت به ضخامت 1 سانت خیلی راحت هست ...البته برای مدل هایی که اندازه اونها زیر 80-90 سانت باشه . اگر مدل بزرگتر بشه خوب اونجا بالسا استفاده میشه... همه اینها سلیقه ای هست . تو ساختن بدنه برای اینکه آدم 6 تا دست نداره از گیره های لباس . برای چسبیدن و خشک شدن چسب چوبی که می زنید استفاده میشه. برای ساختن بال اگر از بالسا استفاده بشه نیاز به کاور داره ولی یونولیت فشرده هم سبکتر هست هم با یه برشکاری ساده میتونید یه بال خوب و مناسب برای پرواز بسازید.اگر باز هم نیاز به توضیح هست بفرمایید!!!
این یه مدل piper cub هست.

این هم یه مدل اسپورت.

مدل سازی رشته ای هست که اخیرا در ایران داره طرفداران نوجوان و جوان زیادی پیدا میکنه.این حرفه خیلی هم بی دردسر و بدون مشکل نیست.در زمینه مدل های موتور الکتریک مشکلاتی از قبیل قیمت های زیاد برخی لوازم ...مشکلاتی که برای تهیه لوازم وجود داره... کمبود و یا نبود بعضی موارد در کشور از قبیل این مشکلات هست که خیلی ها هم شاید به خاطر این مشکلات تا وسط کار میان اما رها میکنن...
کسانی که مدل سازی رو با الکتریک شروع میکنن معمولا از مدل های سبک (indoor airplane) مدلسازی رو آغاز میکنن. چرا که ساختن یه مدل فوق سبک خیلی راحت تر از مدل های سنگین تر و بزرگ تر هست.در ساختن فوق سبک ها از هر چیزی میشه استفاده کرد اما مشکلی که تو این مورد وجود داره مشکل رادیو کنترل اونها هست. گیرنده ای سبک و کوچک نیاز داره که اونم تو ایران پیدا نمیشه.مشکل دیگر در نبود ملخ مناسب برای این مدل هاست(در کشور) اگر کسی گیرنده و ملخ مناسب برای این مدل ها داشته باشه می تونه تو زمینه ساخت مدل های سبک توانایی خودش رو بالا ببره.......
اما در مورد مدل های بزرگتر و سنگین تر ...لوازمی که برای مدل های الکتریک حدود (100 تا 500 گرم) استفاده میشه از قبیل باتری .. موتور .. سروو (یا سیستم های مشابه ) .. بالسا / بلوفوم/ینوفوم (یونولیت) و ... هم راحت تر و هم ارزون تر گیر میاد. در مورد رادیو کنترلشون هم اگر مدل واقعا بزرگ باشه میشه از نمونه های موجود در پایتخت استفاده کرد و هم میشه از رادیو کنترل ماشین های چینی 6 تا 12 ولت موجود در بازار استفاده کرد.البته با بالا بردن برد این سیستم ها... تقریبا برد این رادیو کنترل ها رو میشه تا 150 متر و نمونه های بهتر رو تا 300 متر یا بیشتر بالا برد.(خیلی ساده) ولی باید به سایز و وزنشون هم توجه کرد...تو این مدل ها موتور به خاطر امکان سنگین شدن مدل حتما با چرخ دنده به کار میره... بدنه و بال تا جایی که ممکن هست سبک ساخته میشه . به جای سروو از سیستم های مشابه که سبک تر و ارزون تر در میاد استفاده میشه . چرخ ها و ملخ (ها) هم سبک انتخاب می شن تا همه اینها بتونن سنگینی گیرنده رو جبران کنن و مدل بتونه بپره...اینها همه مربوط به اون روش ساخت دوم بود .... اگر شما از رادیو های موجود در بازار که مخصوص مدل های الکتریک هستن استفاده کنید باید از سروو های 34000 تومانی و موتور های بزرگ و مخصوص مدل و چیزای دیگه استفاده کنید که در این صورت هزینه ساخت مدل میره بالای 260000 تومان.......(در صورتی که در اون یکی حالت هزینه ای که تموم میشه به 30000 تومان هم نمیرسه....حالا 300000 تومان کجا و 30000 تومان کجا ...؟...!....)



گلایدر های الکتریک هواپیماهای بدون موتوری هستند که با پرتاب کردن به آسمون پرواز می کنند.ساختن یک مدل گلایدر خیلی راحت هست در صورتی که شما تو تعیین دقیق center of gravity یا همون مرکز ثقل تو مدلتون مشکلی نداشته باشید.

رادیو کنترل هایی که برای این مدل ها استفاده میتونه از 1 تا 6 کانال باشه .که البته اون بستگی به خودتون و همچنین سایز و وزن مدلتون داره . اکثر گلایدرها تو یه سایز معمولی رادیوهای 2کاناله و در بعضی3 کانال دارن. اما از نظر من ساختن مدل 2 کاناله راحت تر هست و پرواز خوبی هم داره. چون روی بال اصلی این مدل ها نیاز به داشتن قسمت متحرک نیست. این 2 کانال هم مربوط به سوکان ها میشن. معمولا این مدل ها رو در ساخت یه مقدار سنگین در میارن برای اینکه در این حالت میشه اونها رو به ارتفاع بیشتری پرتاب کرد .....خوب هرچی بالاتر بهتره دیگه پرواز طولانی تری هم خواهیم داشت.ولی در ساختن یه گلایدر به بال اون باید خیلی توجه بشه چون اصلی ترین قسمت این مدل محسوب میشه. و از لحاظ آیرودینامیک، بال باید خیلی دقیق ساخته بشه تا پرواز خوبی داشته باشه.اینم بگم که بال در این مدل ها با چوب بالسا ساخته میشه.
به نظر شما پرواز این گلایدر الکتریک جالب نیست؟ i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i

RC modeler : cc
من می خواستم اینجا یه بحث جالب رو آغاز کنم...اما فکر کردم که اول به این مبحث الکتریکی یا احتراقی بپردازم بهتره!!!!(بهتره عامیانه تایپ کنم.مشکلی هست نظر بدین)
من تا حالا با مدلرهای زیادی برخورد داشتم که تقریبا همه اون ها یه فضای عجیبی از مدل های الکتریک تو ذهنشون هست و هر وقت صحبت از مدل میشه سریعا بحث هواپیماهای موتور احتراقی تو ذهنشون میاد .
ساختن هواپیماهایی که موتور احتراقی دارن از نظر من خیلی پر دردسر تر و گرون تر از بستن یه موتور الکتریک تموم میشه.همون طور که می دونید حداقل قیمت یک موتور احتراقی در ایران ( پایتخت) حدود ۶۵۰۰۰ تا ۷۵۰۰۰ تومان هست. در صورتی که اگر یه هواپیمای موتور الکتریک تو همون سایز بسازید به موتور الکتریکی در حدود ۲۰۰۰ تا ۵۰۰۰ تومان نیاز دارید...اکثر مدل های الکتریک که ما بخواهیم بسازیم به چرخ دنده برای قدرت موتور نیاز داره که اون هم در همه سایز و خیلی آسون میشه تهیه کرد... برای ردیف کردن این سیستم شما می تونید از بالسا که باز اونم خیلی راحت میشه تهیه کرد استفاده کنید.

برای این مدل ها از باتری های قابل شارژ استفاده میشه که اون هم در تهران از نمونه ۷۰ میلی آمپری تا بالای ۳۰۰۰ موجود می باشد.

مدل های احتراقی حتما باید در سایت های پرواز مدل پرواز کنن در صورتی که شما شاید بتونید غیر از این مکانها مدل التریکیتون رو بپرونید.
برای موتورالکتریک ها حتما لازم نیست از سروو یی که در بازار فروخته میشه استفاده کنید.شما میتونید از موتور های ۲۰۰ تا ۷۰۰ تومانی با بکارگیری چرخ دنده یک سروو پرقدرت برای مدل های بالای ۳۰۰ گرم درست کنید.این هم یکی دیگر از موارد کاهش قیمت هست.
برای بدنه موتور الکتریک ها از یونولیت و همین طور بلوفوم و بالسا استفاده میشه. البته اون بستگی به سایز مدلتون داره که از هر کدوم به چه میزان استفاده کنید. در مدل های سبک از یونولیت هم استفاده نمیشه.
شروع مدلینگ با الکتریک میتونه در آینده از شما یک مدلر حرفه ای در هر مدلی بسازه.
خلاصه که مدل الکتریک نیاز به دانش الکترونیک هم داره ( تا حدودی ) و همین طور بیشتر از همه به ابتکار سازنده که بتونه با بکار گیری هر چیزی یه سیستم پرنده ردیف کنه...
اگر نیاز به توضیح خاصی در مورد موضوعی در این بحث دارید نگران نباشید چرا که electric rc modeler با شماست.
در آینده حتما تصاویری از مدل هایی که ساختم تو وبلاگ میتونید ببینید.اما فعلا چند مدل رو در پایین میتونید ببینید. منبع:www.owjeparvaz.myblog.ir



~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~>owjeparvaz<~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
هواپیماهای تری دی پرواز خیلی زیبایی دارند و در هر شکل و جهتی قادر به پرواز هستند.


در هر زمینه ای اگر نیاز به تصویر دارید می توانید در قسمت نظر های وبلاگ یا به آدرس زیر ایمیل بزنید.با تشکر
تصاویری که به ردیف کردن سیستم جلوبرنده مدلتون کمک می کنه رو اینجا رله کردم.کمک می کنه
این ۲ تا اولی ها برای فوق سبک ها مناسب هست.موتور خیلی کوچیکی دارند.



تقسیم بندی کلی هواپیماهای مدل موجود در بازار:
هواپیمایی که شما از بازار خریداری می کنید معمولا یکی از انواع ARC , ARF , KIT و یا RTF هستند.
هواپیماهایی که به صورت KIT عرضه می شوند دارای قطعات کاملا جدا از هم هستند نیاز به این هست که خریدار کاملا آن را تکمیل کند . حتی ممکن هست نیاز به خرید قطعات اضافه دیگر هم باشد.
نوع دوم هواپیماهای ARC یا (Almost ready to cover) هستند . این گونه مدل ها تا حدودی توسط شرکت ساخته شده و قسمت بیشتری توسط خریدار تکمیل می گردد.البته قسمت covering توسط خریدار انجام می شود.
نوع سوم هواپیماهای ARF یا Almost ready to fly هستند که تفاوت چندانی به نمونه های RTF یا Ready to fly ندارند. حدود 90% کار ساخت توسط شرکت انجام شده و نیاز به تکمیل نهایی دارد.
انواع هواپیماهای کنترل از راه دور:
ساده ترین نوع هواپیما های کنترل از راه دور گلایدر ها هستند که موتور ندارند و با پرتاب آنها به ارتفاع و تحت تاثیر جریان های هوایی پرواز می کنند.
هواپیماهای Trainer:
این نوع هواپیماها در سرعت کمتری نسبت به بقیه پرواز می کنند و قادر به انجام مانور و حرکات آکروباتیکی زیادی نیستند.و این ها ناشی از نوع بال به کار رفته در این هواپیما است. چرا که بال Trainer ها از نوع flat bottom airfoil هست .Trainer ها برای افراد مبتدی و کسانی که می خواهند پرواز کنترل از راه دور را بیاموزند و تا کنون پرواز نداشته اند بسیار مناسب است.
هواپیماهای Scale:
این نوع هواپیمای مدل نمونه کوچک شده یک هواپیمای واقعی است. و لذا قادر به انجام مانورهای نمونه مشابه خود هستند.این دسته مدلها از لحاظ شکل ظاهر و مقیاس اجزاء درجه بندی دارند.
هواپیماهای Sport:
این گونه مدل ها قادر به انجام حرکات آکروباتیک و مانور های جالبی همچون پرواز وارونه ، پرواز در راستای عمود و ... هستند. سرعت بالایی دارند. بال این هواپیماها از نوع semi-symmetrical airfoil
هست و معمولا بال در وسط و یا زیر بدنه قرار می گیرد...........................................
این گونه هواپیما ها برای کسانی که با مدل های Trainer پرواز داشته اند و یا سابقه ساخت مدل را داشته اند مناسب است.
هواپیماهای :Aerobatic
هواپیماهای این نوع معمولا در سایز بزرگ ساخته می شوند و کاملا قادر به انجام مانورهای زیبا با سرعت زیاد هستند.نوع بال آنها از نوع symmetrical airfoil هست.
توجه به بال هواپیما معیاری دیگر در خرید هواپیمای مدل:
هواپیماهایی که دارای بال از نوع flat هستند دارای سرعت کمتری نسبت به بقیه هستند و لذا فابلیت مانورکمتری هم دارند.
هواپیماهایی که بال آنها از نوع semi-symmetrical airfoil (که مخلوطی از 2 نوع دیگر است) هست سرعت بالاتری نسبت به نوع اول دارند.
نوع سوم که در هواپیماهای Sport و Aerobatic وجود دارد نوع symmetrical air foil هست.
اصطلاحات پرواز :
1- دايو كردن : مدل را پرتاب كرده اندكي پس از پرواز با سر به حالت شيرجه روي زمين فرود مي آيد.
2- استال كردن : مدل پس از پرتاب ابتدا كمي صعود كرده سپس با سر بطرف زمين فرود مي آيد.
3- تريم يا آرايش سطوح پرواز: منظور تنظيم دقيق و طبيعي سطوح پرواز بطوري كه صحيح پرواز كرده و فرود مناسب داشته باشد. ( پرواز در يك راستا )
4- گلايد : منظور به مدلهايي اطلاق مي شود كه بدون داشتن موتور و پس از پرتاب قادر باشند مدتي پرواز نمايند. ( هواپيماي گلايدر )
5- اسپينر : قطعه نگهدارنده ملخ هواپيماي مدل كه از جنس پلاستيك يا چوب است.
6- پايلون : چهار مثلث كه از راس بصورتي هرمي درست چسبيده شده باشند.
7- دپ : ماده اي ضد آب براي پوشش سطوح بدنه و بال هواپيماي مدل .
8- آيروديناميك : ( در هوانوردي ) طراحي سطوح پرواز بگونه اي كه هوا را براحتي شكافته و مقاومت در برابر آن را خنثي نمايند.
بررسی چند گزینه برای ریاست سازمان هواپیمایی کشوری
وزیر راه و ترابری تاکنون فردی را برای تصدی ریاست سازمان هواپیمایی کشوری به هیئت دولت معرفی نکرده است.
به گزارش خبرنگار مهر، وزیر راه و ترابری در حال بررسی چندین گزینه برای تصدی ریاست سازمان هواپیمایی کشوری است.
گل محمدی معاون خدمات فرودگاهی شرکت فرودگاههای کشور، جهانگیریان استاد دانشگاه و نیارکی سرپرست فعلی سازمان هواپیمایی کشوری سه گزینهای هستند که وزیر راه در نهایت یکی از آنان را برای ریاست سازمان هواپیمایی کشوری منصوب خواهد کرد.
گفتنی است سازمان هواپیمایی کشوری چندین سال است که با سرپرست اداره میشود.
رکود شدید پرواز ها در فرودگاه زنجان
نماينده مردم زنجان و طارم در مجلس شوراي اسلامي گفت: با وجود مصوبه هيأت دولت در خصوص فرودگاه زنجان و فرصت سه ماهه براي راهاندازي آن، مسئولان اجرايي استان فعاليت لازم را براي اين كار ندارند.
"رفعت بيات" در گفتوگو با خبرنگار ايسنا، افزود: هيأت دولت در جلسه استاني بر راهاندازي پروازهاي خارجي به شرط فعال کردن پروازهاي داخلي اين فرودگاه تاكيد كرد و اين مصوبه با فرصت سه ماهه به وزارت راه و ترابري، استانداري و ديگر ارگانها جهت انجام تمهيدات لازم براي بينالمللي کردن و باز شدن باند هوايي ابلاغ شد.
وي با بيان اينکه انجام نشدن کارهاي اجرايي مهمترين مشکل براي راهاندازي پروازها از فرودگاه زنجان است، اظهار داشت: متأسفانه شاهديم که تاکنون براي انجام پروازهاي داخلي از قبيل زنجان-تهران- کيش و زنجان-تهران- مشهد اقدامي نشده است.
بيات درخصوص فعاليتهاي نمايندگان مردم زنجان در اين باره، تصريح کرد: باتوجه به نياز استان به خصوص در زمينه گردشگري، كارهايي از قبيل مذاکره با شرکتهاي آلماني و ترکيهاي جهت خريد هواپيما از نوع ارباس مدل 320 يا 330 انجام شده است، اما بايد گفت که بدنه اجرايي استان براي اين كار فعال نيست.
نماينده مردم زنجان و طارم با بيان اينکه تقاضاي ورود مسافر به زنجان زياد شده است، درخصوص چگونگي انجام پروازهاي خارجي در حال حاضر اظهار داشت: بعد از راهاندازي پروژههاي کارخانه نساجي زنجان، پتروشيمي اوره که هم اکنون نيز براي آمد و شد متخصصان دچار چالش شده است و پروژه پرورش گل هلندي که نياز به پروازهاي روزانه به خارج از کشور دارد، ما ملزم هستيم مشكلات موجود را مرتفع کنيم.
وي در پايان اظهار داشت: وزارت راه و ترابري موظف است با همکاري دستگاههاي ذيربط و استانداري نسبت به بررسي موضوع، تعيين مرز مجاز هوايي زنجان و برقراري پروازهاي بينالمللي، حداکثر تا سه ماه پس از ابلاغ اين تصميمنامه اقدام و نتيجه را جهت طرح در هيأت وزيران ارائه کند.
اين در حالي است که مهندس "ملکي"، معاون راهسازي ادارهکل راه و ترابري استان زنجان مشکل اصلي در بهرهبرداري از فرودگاه زنجان را کمبود اعتبار تخصيص يافته عنوان كرد و گفت: کار پروژه فرودگاه زنجان به دو فاز تقسيم ميشود که فاز يك آن تمام شده است و براي شروع فاز دوم به بودجه نياز داريم.
وي با بيان اينکه از لحاظ هماهنگي با دستگاههاي مربوطه هيچ گونه مشکلي وجود ندارد، شرکت شهرکهاي صنعتي و پادگان ولي عصر(عج) را از دستاندرکاران پيگيري کار فرودگاه اعلام و بيان داشت: اگر اعتبار دو ميليارد توماني در اختيار ما قرار داده شود، ما نيز پيمانکار مربوطه را ملزم به انجام کارهاي سه شيفته خواهيم کرد.
ملکي پيگيري تخصيص اعتبار را بر عهده سازمان مديريت که هم اکنون زير نظر استانداري است، عنوان كرد و ادامه داد: سازمانهاي مربوطه نيز براي خود توجيهاتي دارند و ميگويند که اعتبارات محدود هستند.
احداث پل در مقابل فرودگاه رشت
"علي شاعرزاده" در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري ايسنا، هدف از احداث اين پل را کاهش بار ترافيکي منطقه و رفاه حال مسافران عنوان کرد و اظهار داشت: راه ورودي و خروجي به فرودگاه در هفت کيلومتري از اولين ميدان مرکزي ورودي شهر رشت از سمت انزلي واقع شده و از سوي ديگر وجود شهربازي و نزديکي آن با بيمارستان سبب شده تا بار ترافيکي در اين منطقه افزايش يابد.
وي گفت: ورود و خروج مسافران از فرودگاه دچار مشکل شده و رفتوآمدها با تاخير انجام ميشود که براي رفع اين مشکل و با توافقات انجام شده با استاندار گيلان، قرار است يک پل روگذر در مقطع ورودي فرودگاه احداث شود تا ترافيک را از مقابل فرودگاه به سمت جاده منتهي به انزلي هدايت کند.
او خاطر نشان کرد: احداث پل روگذر در مقابل اين فرودگاه علاوه بر کاهش بار ترافيکي در مقطع ورودي و خروجي فرودگاه، سلامتي و امنيت تردد مردم را تامين ميکند.
حضور اولین خلبانان زن در غرفه ی هواپیمایی کشوری
مدير روابط عمومي سازمان هواپيمايي كشوري گفت: در نمايشگاه حمل و نقل و ترانزيت كه به زودي در محل نمايشگاه بينالمللي تهران برگزار ميشود، اولين خلبانان زن در غرفه سازمان هواپيمايي كشوري حضور مييابند.
رضا جعفرزاده در گفتوگو با خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس با بيان اين مطلب افزود: اين نمايشگاه كه از 28 آذر تا يكم دي ماه برگزار ميشود و مهمترين فعاليتهاي صنعت حمل و نقل به نمايش گذاشته ميشود.
وي اظهار داشت: اين نمايشگاه كه با حضور وزير محترم راه و ترابري، معاونين و روساي سازمانها و مديران عامل شركت هاي تابعه افتتاح خواهد شد كه سازمان هواپيمايي كشوري زمينه حضور شركتهاي هواپيمايي در اين نمايشگاه را فراهم كرده است.
جعفرزاده با بيان اينكه نگاه سازمان هواپيمايي كشوري به اين نمايشگاه و استفاده از اين فرصت نگاه آموزشي و امكان ارتباط مستقيم قشرهاي تحصيل كرده جهت آگاهي از اين حرفه است، خاطرنشان كرد: در غرفه سازمان هواپيمايي امكان آشنايي با رشتههاي مختلف حمل و نقل هوايي، شيوههاي نظارت بر شركتهاي حمل و نقل هوايي، چگونگي نظارت بر قابليت هواپيماها و روشهي نظارت بر گواهينامه كروي پروازي فراهم خواهد بود.
وي افزود: كسب آگاهي و اطلاعات در مورد نقش طراحي و ساخت هواپيماها و قطعات هواپيماها در داخل، نحوه نظارت بر نحوه سرويسدهي، نظارت به عملكرد فرودگاهها بر اساس مقررات تدوين شده، ارايه استانداردها، پزشكي هوايي و توضيح و تفسير درست ايمني و سلامت پروازها توسط كارشناسان استاندارد پرواز در غرفه سازمان هواپيمايي كشوري به راحتي وجود دارد.
به گفته جعفرزاده در اين غرفه اولين خلبانان زن آماده راهنمايي دانشجويان دختر و پسر بازديد كننده از نمايشگاه خواهند بود.
منبع: تیک آف
مقدمه
عصر يكي از روزهاي 87 سال پيش كه نخستين پرواز يك هواپيما در آسمان تهران ديده شد، با روزي كه برادران «رايت» اولين پرواز خود را با هواپيماي گلايدر طراحي شده به دست خودشان در آسمان كاروليناي شمالي انجام دادند، حدود 20 سال فاصله داشت
نخستين خلبان هاي ايراني در سال 1302 هجري خورشيدي براي آموزش و كسب مهارت هاي لازم خلباني عازم روسيه و فرانسه شدند و پس از حدود دو سال دوره هاي آموزشي خود را به پايان رساندند و چند فروند هواپيماي خريداري شده را به ايران آوردند
عده اي ازثروتمندان تهراني با پرداخت 5 تومان مي توانستند سوار نخستين هواپيماها بشوند و با پرواز در آسمان تهران و اطراف آن، مناظر زيبا را با اندكي ترس و لرز تماشا كنند آسيب هاي زيادي كه به ملخ هواپيماي تازه خريداري شده نخستين خلبان ايراني وارد شده بود مانع از نخستين پرواز موفقيت آميز او از پاريس به فرودگاه قلعه مرغي تهران نشد عصر يكي از روزهاي 87 سال پيش كه نخستين پرواز يك هواپيما بر آسمان تهران مشاهده شد، يا روزي كه برادران «رايت» اولين پرواز خود را با هواپيماي گلايدر طراحي شده با دست خودشان بر فراز آسمان كاروليناي شمالي آمريكا انجام دادند، تقريبا بيست سال فاصله داشت و ظرف بيست سال گذر از نخستين پرواز در آمريكا، مردم ايران هنوز هواپيما را «بالن» مي ناميدند و اين در حالي بود كه چهار سال بعد از نخستين پرواز برادران رايت، اولين نمايشگاه صنعت هوانوردي در نيويورك و 3 سال بعد همين نمايشگاه در پايتخت فرانسه برگزار شد و بعد از آن جهان هرسال شاهد شگفتي هاي سريع در صنعت هوانوردي بود.
نخستين هواپيما زماني بر آسمان تهران پرواز كرد كه هيچ فرودگاهي براي نشستن نداشت و لاجرم «كورمنيسكي» خلبان روسي آن مجبور شد آن را در محوطه شمالي وزارت امور خارجه فعلي و پشت محوطه موسوم به شهرباني (آگاهي سابق تهران) فرود بياورد در آن روزگار به اين محوطه، ميدان مشق ديويزيون قزاق مي گفتند.
قطعات اين هواپيما قبلا به صورت مجزا و از طريق بندرانزلي از روسيه به ايران آورده و در تهران هم مونتاژ شده بود. خلبان روسي اين هواپيما به دليل نداشتن موقعيت خوب پرواز تنها موفق به برقراري يك پرواز در ارتفاع پايين شد، كاري شبيه تفريح امروزي بچه هاي نيمه مرفه شهر تهران كه با هواپيماهاي كوچك آموزشي در فرودگاه تفريحي شهرداري تهران در جاده تهران، ورامين و در آسمان شهر ري انجام مي دهند.
هنوز ساعتي از غرش مهيب صداي پرواز آن هواپيما برفراز تهران قديم نگذشته بود كه مردم اطراف ميدان (توپخانه آن روزگار) را احاطه كردند و دسته دسته براي تماشاي آن هجوم آوردند، آنقدر كه انبوه جمعيت نظم تهران را مختل و كار حفاظت از آن هواپيماي فرود آمده را براي ماموران مشكل كرده بود.
بنابراين ماموران، براساس دستوري كه از مقامات مافوق خود دريافت كردند، به مردم گفتند كه در روزهاي آينده نيز مي توانند براي تماشاي اين بالن (هواپيما) به ديدن آن بيايند و كم كم ميدان مشق آن روزگار و محوطه اي كه پشت وزارت امور خارجه فعلي قرار داشت تبديل به يك محل نمايش اين پرنده آهنين شد ومردم از اطراف و اكناف تهران و ديگر شهرها براي ديدن آن به سمت نقطه مركزي تهران آن روزگار سرازير مي شدند.
«كورمينسكي
اولین فرودگاه ایران
تا نيمه اول سال 1301 در تهران زمين مشخص براي نشستن و برخاستن هواپيما وجود نداشت؛ ولي چـــنــانـکــه روزنامه "ايران" در شماره 7 تيرماه 1301 خود مي نويسد: در پي درخواست انگليس براي ورود دو فروند هواپيما به تهران و اختصاص محلي براي فرود آنها، دولت وقت، زمين قلعه مرغي را براي اين منظور اختصاص داده و به ياري زندانيان شهرباني وقت به تسطيح آن اقدام کرده است.
عين خبر روزنامه مذکور چنين است: « به طوري که اطلاع حاصل نموده ايم قريباً دو فروند آئروپلان که متعلق به دولت انگليس است در هواي تهران پرواز خواهد کرد و ورود آئروپلانهاي مزبور قبلا به دولت ايران اطلاع داده شده. اختصاص محلي را جهت فرود آمدن تقاضا نموده اند؛ لذا به اداره نظميه اطلاع داده شده که در بيرون دروازه محل مناسبي را براي پائين آمدن آنها تهيه و در صورت پست و بلندي، محل را تسطيح نمايند. اداره نظميه نيز در اطراف قلعه مرغي، سمت امامزاده حسن را براي فرود آمدن آئروپلان اختصاص داده و عده اي از محبوسين نظميه هم چند روز است مشغول تسطيح آنجا هستند که براي ورود آئروپلان حاضر باشد.»
اولين کارخانجات هواپيما سازي
ماشين آلات کارخانجات هواپيمايي در سال 1314 نصب و براي بهره برداري آماده گرديد. لوازم اين کارخانجات که از تاريخ 21 شهريور ماه 1315 "شهباز" ناميده شد، به منظور انجام تعميرات اساسي و سوار کردن قطعات هواپيماهاي مختلف در سال 1312 از انگلستان خريداري گرديد. اين کارخانه علاوه بر تعميرات اساسي با استفاده از قطعات و مواد اوليه مورد لزوم، موفق شد تا قبل از 1320 تعدا قابل ملاحضه اي هواپيماهاي مشقي و جنگي ساخته و تحويل نيروي هوايي نمايد (از انواع هواپيماهاي تايگر موس، اداکس و هايند). در اول مرداد ماه 1317 نخستين سري از هواپيماهاي ساخت اين کارخانه پرواز نمود. برنامه ساختن هواپيما توسط اين کارخانجات تا سال 1318 اجرا شد ولي از اين تاريخ به بعد به سبب بروز جنگ جهاني و نرسيدن مواد اوليه اين برنامه متوقف شد
اولین مدرسه خلبانی
در شهريور سال 1311 اولين مدرسه خلباني تأسيس گرديد. محصلين اولين دوره خلباني که از بين صدها داوطلب به عنوان واجدين شرايط انتخاب و پذيرفته شدند، 20 نفر بودند که از بين آنها 14 نفر فارغ التحصيل شدند.
ورود اولين هواپيماي نظامي متعلق به ايران به خلباني اولين هوانورد ايراني از اروپا
سرهنگ نخجوان فارغ التحصيل مدرسه خلباني فرانسه، با يک فروند هواپيماي برگه-19 خريداري شده توسط ايران، از فرودگاه "ويلا کويلي" پاريس به مقصد تهران پرواز کرد و مسير: ايستر - ونيز - مکدار - اسکي شهر - حلب و بغداد را پيمود و سرانجام روز پنجم اسفند ماه 1304 به تهران رسيد و در ميدان پرواز قلعه مرغي سالم فرود آمد و به اين ترتيب براي اولين بار يک هواپيماي متعلق به ايران به وسيله خلبان ايراني در آسمان پايتخت اين کشور ديده شد و در فرودگاه تهران بزمين نشست.
اولین خلبانان
در خردادماه 1303 تعداد 10 نفر محصل ايراني براي آموزش خلباني به روسيه اعزام شدند که از بين 10 نفر محصل ايراني اعزام شده، سه نفر در روسيه باقي ماندند؛ و مابقي به فرانسه رهسپار شدند. شرف الدين ميرزا قهرماني، عيسي خان طيار(اشتوداخ) و علي اکبر خان امين زاده از جمله محصلان ايراني در روسيه بودند که پس از حدود 2 سال آموزش و اخذ گواهينامه خلباني در اواخر سال 1304 به ايران مراجعت نمودند. اولين افسران ايراني بشمار ميآيند که در سازمان هواپيمايي نظامي ايران مشغول خدمت شدند.
ورود هواپیما با کشتی
در سال 1311 بيست فروند هواپيماي "مشقي تايگر موس" خريداري شده و از "دوهاويلاند" انگليس در صندوق ها به وسيله کشتي وارد خرمشهر و از آنجا به اهواز منتقل شدند و از 24 آبان آن سال هيأتي مرکب از عده اي خلبان و مکانيسين جهت آماده کردن، آزمايش پرواز و انتقال هواپيماهاي جديد به تهران، عازم جنوب شدند. پنج فروند از اين هواپيماها صبح روز 12 آذرماه 1311 بوسيله خلبانان ايراني از اهواز پرواز و ساعت 30/11 همان روز به تهران رسيدند. چهارده فروند ديگر در سه مرحله تا سوم بهمن ماه سال 1311 به تهران پرواز داده شدند. يک فروند از اين هواپيماها نيز حين آزمايش پرواز در اهواز نخستين سانحه منجر به مرگ خلبان را در تاريخ هواپيمايي ايران به وجود آورد.
اولين هواپيما که در ايران ساخته شد
در سال 1309 يک بدنه کامل از هواپيماي نوع "دوهاويلاند 9-آ" در تعميرگاه قلعه مرغي توسط ستوان دوم "سياوش سياهپوش" به ساختمان گذاشته شد و با استفاده از بالهاي ساخته شده (يدکي) به يک هواپيماي کامل مبدل و آماده پرواز گرديد و آزمايش هوايي شد و مشخص گرديد که از هر نظر هواپيماي نامبرده همطراز هواپيماهاي "دوهاويلاند 9-آ" خريداري شده از دولت شوروي ميباشد.
اولين پرواز به خارج از کشور در تاريخ هواپيمايي ايران
حکومت ترکيه در سال 1313 گروهي از کارکنان قواي هوايي ايران را دعوت کرد که همراه هواپيماهاي خود ديدار دوستانه اي از آن کشور بعمل آورند. بعد از پذيرش اين دعوت، پنج فروند هواپيماي اداکس (هورنت) ساعت 30/9 روز دوم آبان ماه 1313 در مسير تهران - تبريز - اسکي شهر به سوي آنکارا به پرواز درآمده و وارد آسمان ترکيه گرديدند و در فرودگاه آنکارا فرود آمده و پس از 15 روز توقف در آن کشور، روز 17 آبان 1313 مراجعت نموده و ساعت 12 همان روز در فرودگاه قلعه مرغي فرود آمدند. در اين مأموريت بازديد، جمعاً 131 ساعت و 29 دقيقه به وسيله پنج فروند هواپيماي اعزامي پرواز انجام گرفت.
پرواز به ترکيه و مراجعت از لحاظ تاريخ هواپيمايي سه مورد اولين در بر داشت:
1- اولين پرواز هواپيماي متعلق به ايران با خلبان ايراني در عبور از مرز و خروج از آسمان اين کشور بود.
2- اولين پرواز جمع هواپيماها (به طور اعم) در خروج از آسمان ايران محسوب مي شد.
3- اولين پرواز جمع هواپيماهاي متعلق به ايران با خلبانان ايراني (به طور اخص) در خروج از آسمان اين کشور به شمار ميرفت.
نگاهی به وضعیت کنونی آموزش خلبانی در ایران
مي خواهند خلباني را خصوصي كنند
مي خواهند آموزش خلباني را كاملا خصوصي كنند، اما آموزش علوم و فن آوري نبايد خصوصي شود. اين اعتراض اصلي دانشجويان مركز آموزش فنون هوايي است. ورود به مركز و گفت وگو با دانشجويان، همزمان مقدور نمي شود، ناگزير پشت نرده هاي مركز مي مانم و دانشجويان خلباني بيرون مي آيند. گو اينكه بعداز دقايقي منتظريان به سوال هايم پاسخ مي دهد. پشت سر هم توضيح مي دهند، هر كدام مطلبي را كه به نظرش ديگري جا انداخته، بيان مي كند و نهايت يكي از آنها، آنكه رشيد تر است، رشته كلام را در دست مي گيرد. اين دانشجويان ورودي، سال هاي ۷۷-۷۸ و ۷۹ هستند. با دانستن اينكه دوره استاندارد آموزش خلباني در دنيا بيش از ۳ سال نيست، گمان مي كردند، سال ۸۳ حتما خلبان شده اند. با اين حال تا خلبان شدن برخي از آنها بيش از ۲۰۰ ساعت پريدن راه است. پشت نرده هاي مركز جايي درست در ديدرس اتاق رئيس ايستاده ايم. نگاه هايي از پس پرده پنجره اتاق رئيس، دانشجويان را ديد مي زند. همين نگاه ها آنان را نگران مي كند تا طوري جابه جا شوند كه صورت هايشان پشت به پنجره باشد. آنان از وضعيت بلاتكليف خود نيز نگران به نظر مي رسند. «اقوام خيال مي كنند، كم كاري از ما بوده. مي گويند پس كي خلبان مي شوي؟»۲۴۰ ساعت پرواز آموزشي براي آنكه كسي بتواند سكان هواپيما آن هم هواپيماي مسافربري را در دست بگيرد. بايد در زماني حدود۳ سال چندين دوره را بگذراند. نخست، دوره گرفتن گواهينامه خلباني شخصي يا PPL كه شامل دروسي تئوري و ۵۰ ساعت پرواز است. سپس دوره گرفتن گواهينامه خلباني بازرگاني، با دروس و ۱۵۰ ساعت پرواز و بعد هم درجه داري كه اين هم علاوه بر دروس تئوري، ۴۰ ساعت پرواز دارد. دانشجويان خلباني پيش از اين در فرودگاه قلعه مرغي مي پريدند، اما پس از تعطيلي اين فرودگاه قرار است آنهادر فرودگاه پيام، آموزش ببينند. همين نقل و انتقال از جمله مشكلاتي است كه «منتظريان» به آن اشاره مي كند:« جابه جايي تجهيزات و نيروي انساني كه مثل اسباب كشي نيست. يك روز ماشين بگيريم وهمه چيز را از قلعه مرغي ببريم، فرودگاه پيام ... تازه آنجا هم مشكلاتي داريم، مثلا آقاي سوخت گيري مي گويد، نمي تواند به آنجا سوخت برساند و بايد بنزين مظروف ببريم. فرودگاه پيام... حالا اينكه بنزين مظروف خطرناك است، آنها كاري ندارند...»با اين همه هواپيماهاي يك موتوره بونانزا در فرودگاه پيام آماده مي شوند تا خلبان ها بعد از اين با آن بپرند.
تاسيس مراكز خصوصي آموزش خلباني از چند سال قبل مراكز آموزش خلباني خصوصي مانند ماهان و آرتاكيش شروع به جذب خلبان كردند. دانشجويان مركز آموزش فنون هوايي مي گويند، بيشتر داوطلباني كه نتوانستند وارد اين مركز شوند، جذب مراكز خصوصي شده اند. اين مركز هم كاملا دولتي نيست، چه در ابتداي ورود قراردادي با دانشجويان امضا شده كه براساس آن بايد براي هر ساعت پرواز ۲۰ هزار تومان پرداخت مي كردند. يكي از دانشجويان مي گويد:« اين قرارداد كاملا يك طرفه بود و به ما فرصت مطالعه دقيق آن را ندادند. حالا هم مي گويند، اين قرارداد ارزش ندارد.» آن يكي تكميل مي كند:«قرارداد را جلوي خودمان پياده كردند و گفتند بايد ساعتي ۴۰ هزار تومان براي پرواز بپردازيم، يعني دو برابر. ما نمي توانيم اين پول را بپردازيم، اگر دوره ما تا حالا طول كشيد و نرخ بنزين و قطعه «چند برابر شده، مشكل مانيست، به خاطر اين بوده كه هواپيمايي براي پريدن نبوده است وگرنه ما دروس تئوري را با نمره هاي بالا تمام كرده ايم.»
يكي ديگر از آنان، قراردادي را كه با تردستي به دست آورده نشان مي دهد كه در آن براي هر ساعت پرواز ۲۰ هزار تومان با عنوان وسايل، اضافه شده است.
دانشجويان گرم گفت وگو هستند كه يكي از استادان پروازشان از مركز بيرون مي آيد... «كاپيتان...» او را صدا مي زنند. او هم از تعطيلي مركز گله مند است. «مي خواهند، اينجا را ببندند، اين را رئيس بارها گفته. مي گويند اين مركز براي دولت صرفه اقتصادي ندارد. سودده نيست. كجاي دنيا مراكز آموزشي سودده اند؟ مثلا دانشگاه تهران با آن عظمت سودده است؟» ... «بارها گفته ام هر ساعتي كه تعليم اين دانشجوها به تاخير بيفتد، ما مجبوريم از خلبان هاي روسي استفاده كنيم. مي خواهند خلباني را در انحصار طبقه خاص درآورند... مراكز خصوصي بيشتر مال دست اندركاران دولتي است. به همين خاطر مي خواهند، اينجا را ببندند تا آن مراكز رونق بگيرد...»اما منتظريان وعده مي دهد كه «از همين فردا پروازها راه مي افتد.»«تعدادي از هواپيماها و بخشي از امكانات مركز آموزش فنون هوايي در دوره قبل از منتظريان هم به مراكز خصوصي اجاره داده مي شد. در اين دوره هم، همه امكانات به بخش خصوصي اجاره داده مي شود.» اين را استاد دانشجويان مي گويد. او نمي خواهد نامي از او برده شود.
پرواز بدون هواپيمابيش از تغيير قيمت هاي ساعت پرواز، بلاتكليفي، دانشجويان را آزار مي دهد. «هر هفته وعده مي دهند، هفته ديگر، اما خبري نيست.»
منابع
آموزش خلبانی در ایران صنعت حمل و نقل, ، شماره 36، صفحات 37-36
تاریخچه خلبانی در ایران، انتشارات سازمان هوانوردی کشور 350 صفحه.
با اين حال منتظريان افزايش چند برابري قيمت بنزين را دليل اين ماجرا مي داند: «بنزين هواپيما از ليتري ۳۵۰ تومان شده ليتري ۸۵۰ تومان، در حاليكه بودجه همان بودجه است.
اما اينبار منتظريان نامه مركز استاندارد كه آموزش مركز را تاييد كرده، دليل بر مدعاي خود مبني بر ازسرگيري پروازها مي داند. «اگر آموزش نان استاندارد (غير استاندارد) باشد و اتفاقي بيافتد، همين شماي خبرنگار يقه ما را مي گيريد كه چرا به نيروي انساني با آموزش نان استاندارد اجازه داديد، پرواز كند.»
با اين حال دانشجويان معتقدند، سيستم آموزشي متوقف شده و هيچ تضميني براي ادامه آموزش وجود ندارد. يكي از دانشجويان كه تنها ۴۵ دقيقه پريده است، مي گويد: «تاكنون يك ميليون و ۲۰۰ هزار تومان از پول پرواز را جلوجلو داده ام، يعني پول ۶۰ ساعت پرواز، اما با وجود بيش از ۵ سال تحصيل در اين مركز هنوز بيش از يك ساعت نپريده ام. يعني نه هواپيما بوده، نه امكانات... الان هم شايد پول بيشتري پرداخت كنيم، اما هواپيمايي براي پريدن نيست.»وقتي از منتظريان درباره تعطيلي مركز، اجاره هواپيماها و اعتراض دانشجويان سوال مي كنم، پاسخ مي دهد: «سروصدا مي كنند، چون منافع نامشروعشان به خطر افتاده...»باوجود وعده هاي منتظريان، هنوز هم تمام كردن دوره خلباني و پريدن براي اين دانشجويان يك رويا است.



اگر عاشق پرواز هستید
اگر همیشه در رویای پرواز سیر می کنید
اگر می خواهید خلبان شوید
اگر می خواهید با راز موفقیت خلبانان جوان آشنا شوید
اگر دوست دارید هر هفته خا طرات خلبانان معروف دنیا را مطالعه کنید
اگر به دنبال پاسخ سوالات خود در زمینه ی هوانوردی هستید
اگر به دنبال سی دی های آموزشی و هوانوردی می گردید
می توانید هر هفته مطالب جالب ، خاطره ، مصاحبه با خلبانان و مراکز آموزش خلبانی و ... و .. و را در این وبلاگ مطالعه کنید...اما این نظرات و پیشنهادات شماست که باعث میشه تا نویسنده میزان خوانندگان مطالب و سطح انتظارات انها در این زمینه را تشخیص دهد و آنها را براورده سازد...از این رو منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستیم....
با تشکر از شما
نویسنده : مدلر





با خرید سی دی های هوانوردی از ما هدیه بگیرید...
برای دریافت لیست سی دی ها لطفا از طریق ایمیل اقدام نمایید.


خلبان شویم

تعریف شغل خلبانی :
به مدیریت و کنترل یک هواپیما و یا بالگرد و به هر حال یک وسیله ی پروازی در یک سورتی پرواز که از لحظه ی ورود به فرودگاه یا مکانی که پرواز انجام می شود و خلبانی و هدایت شیی پرنده که امکان دارد هواپیمای مسافربری در فرودگاه مسافربری و یا خلبانی و هدایت یک جنگنده در یک پایگاه نظامی و شکاری باشد و انجام ماموریت کامل خود یعنی تاکسی کردن و برخواست از زمین و گذشت از مسیر پروازی تعیین شده و فرود یا لندینق و رساندن مسافران به مقصد و یا انجام کامل ماموریت نظامی در فرودگاه شکاری را شمال می شود.
یک جمله ی معروف می گوید :
((شما با اختیار خود از زمین بلند می شوید و به اجبار بایدبنشینید)) خلبان از لحظه ی برخاست که امری اختیاری و نشستن که امری اجباری است ماموریت هدایت هواپیما را به عهده می گیرد اما کار وی به همین محدود نمی شود.



وظایف یک خلبان :
یک خلبان موظف است یک تا دو ساعت قبل از پرواز در فرودگاه حضور یابد و فرم تحویل گرفتن هواپیمای شکاری (هدف حمله به همراه نقشه ی پرواز ) یا اگر مسافربری بود تعداد مسافران را به همراه نقشه ی پرواز دریافت کند.
طی این مراحل خلبان باید سوخت مورد نیاز طبق نقشه ی پرواز را در هواپیما تامین شده ببیند.
این اولین مرحله از وظایف یک خلبان است.
در مرحله ی بعد پس از حضور همه ی مسافران و مهمان داران درب ها را بسته ومسافران با بستن کمربند ها آماده ی پرواز می شوند.
در هواپیماهای مسافریری خلبان تقریبا بسیاری از کارها را به صورت خودکار در می اورد و ان ها را در حالت خلبان خودکار قرار
می دهد.
یک خلبان مسافربری باید مسیر خود را در یک ارتفاع معین و با سرعتی معین طی کند که این کار را نیز خلبان خودکار انجام می دهد.پس از رسیدن به محل فرود و فرود امدن خلبان به صورت کالا محتاتانه چون فرود یا لندیتق سخت ترین قسمتپرواز است در زمین بنشیند و پس از نشستن و خروج تمامی مسافران از هواپیما ماموریت به پایان می رسد.
این مراحل برای خلبانان شکاری بسیار آسان تر و کوتاه تر است و گاهی در شرایط اسکرمبل خلبان شکاری باید ظرف یک دقیقه از شنیدن آژیر در هواپیما آماده ی برخاستن از زمین در باند فرودگاه باشد
در هواپیمای شکاری وظایف بدین گونه تقسیم می شود که خلبان یکم مسیول هدایت هواپیما و شلیک موشک ها و خلبان دوم اغلب افسر تسلیحات یا افسر رادار خوانده می شود.
افسر تسلیحات و یا رادار موظف به کنترل رادار و نوع سلاح مورد نیاز برای هدف و ره گیری اهداف در صفحه ی رادار را بر عهده دارد و در برخی هواپیماهای شکاری همه ی این وظایف به دلیل ساده تر بودن به یک خلبان محول می شود.
پس از بلند شدن کار یک خلبان شکاری تازه شروع می شود و خلبان شکاری موظف است وظیفه ی جنگی خود را که بسیار خطرناک است را انجام دهد.

توانایی های ذهنی برای این شغل:
خصوصیات روانی این شغل:
این شغل دایما فکر شما را درگیر می سازد و شما برای این که بتوانید در شغل خود موفق باشید نیازمند حداکثر رفاه و حداقل درگیری و اغتشاش فکری در ساعات غیر کاری است.
در غیر این صورت شما در انجام وظایف خود با مشکل رو به رو می شوید.
علاوه بر این خلبان شکاری مسیول دفاع از یک ملت است.. مسیولیت سنگین به آرامش روانی نیازمند است
مدارک تحصیلی:
شما در مرحله ی اول باید دانش آموز رشته ی ریاضی باشید و سپس با گرفتن مدرک پیش دانشگاهی وارد یک مدرسه ی خلبانی خصوصی ویا دانشگاه شهید ستاری شوید.
در مدارس خصوصی خلبانی شما به ۳۰ میلیون تومان شهریه نیاز دارید ولی تحصیل در ارتش رایگان اما مشکل است و شما باید خلبان شکاری یا ترابری ارتش باشید.
مدارک و گواهینامه های رشته ی خلبانی شامل پی پی ال یا گواهینامه ی خلبانی ونیز <ای ار> یا گواهینامه ی آلات پروازی یا پرواز کورو در نهایت <پی ال ای> یا گواهینامه ی خلبانی مسافربری است.
خلبانی نظامی ترتیبی جداگانه و خاص دارد: خلبان دوم با مدرک سی پی ال مانند سر مهماندار و خط روی شانه در سه خط بغل شانه و روی بازو قرار دارد و خلبان دوم با مدارک ای تی پی ال که از اختیارات بیشتری نسبت به نفر قبل دارد.
شرایط محیط کار:
خلبان در محیطی کاملا امروزی و پیشرفته کار می کند و با افراد متشخّص سر و کار دارد و ادب و شخصیت مناسب از الزامات یک خلبان است.محیط کار خلبان کوچک است و معمولا بیشتر کار او در داخل کاکپیت هواپیما انجام می شود که دقت بسیار زیادی مورد نیاز است.جمله ای می گوید : <دونیای خلبانان کوچک است>

محل استخدام:
خلبان بی شک در ارتش و یا یک شرکت هواپیمایی استخدام می شود و گاهی ممکن است به استخدام هر ارگانی که هواپیمای اختصاصی دارد مانند سازمان هواشناسی و یا اشراف که دارای ثروت زیاد ودارای هواپیما شخصی هستند در بیاید.
حقوق و مزایا:
همانطور که در بند های پیش گفته شد خلبان باید کاملا بی دغدغه زندگی کند و علاوه بر این ارزش کاری که وی انجام می دهد بسیار زیاد است و همچنین هزینه ی زندگی وی به دلیل هزینه ی زیاد حفظ سلامتی کامل او بیش از دیگران است.
حداقل حقوق خلبانان در دنیا ۵۰۰۰ دلار حدود چهارو نیم میلیون تومان می باشد و اریاتور افغانستان این مبلغ را به خلبانان کم تجربه اش می دهد.متاسفانه در کشور ما این مبلغ ۳۰۰۰ دلار است کا با افزایش صد در صدی در سال ۸۲ به این رقم رسیده است.در ارتش وضعیت مالی خلبانان خوب نیست و خلبانان شکاری نیروی هوایی ارتش با اضافه کار و حقوق استاد خلبانی و درجه ی سرهنگ تمامی با ۲۰ سال سابقه تنها یک میلیون و هشتصد هزار در ماه حقوق می گیرد.۱۵۰۰۰ میلیون دلار پایه ی حقوق خلبانان امارات ایرلاینز برای هر سال است پس ما از دنیا خیلی عقب هستیم.در امریکا یک خلبان نیروی هوایی اگر سه ماه در شرایط جنگی خلبانی کند می تواند تا پایان عمر بدون داشتن هیچ شغلی در بهترین محله های نیویورک گرانترین شهر امریکا زندگی کند.و متاسفانه خلبانان نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران از مشکلات مالی رنج می برند.
آینده نگری در مورد شغل:
زندگی یک خلبان یک زندگی خاص است که هر کسی حاضر به زندگی در چنین شرایطی نیست و اگر بدون علاقه ی بسیار وارد این شغل شوید حاضر خواهید بود تمام حقوق خود را بدهید تا از شر زندگی برنامه ریزی شده و نظامی وار خلاص شوید.
توصیه می شود حتما در مورد این شغل با خلبانان صحبت کنید.
اطلاعات بیشتر:
خلبانان مهربان نیروی هوایی ارتش که امروز مورد بی توجهی قرار دارند در ستاد فرماندهی نیروی هوایی در خیابان پیروزی تهران و در پایگاه های شکاری سراسر ایران حضور دارندو می توانید سوالات خود را از انها بپرسید.
شما در جریان یک پرواز مسیول جان صدها نفر که هزاران چشم به راه دارند هستید.داشتن توانایی مدیریت بحران و حفظ قوه ی تعقل و تفکر و خونسردی حتی تا دم مرگ توانایی هایی است که یک خلبان به آن نیاز دارد و اغلب افراد از آن بی بهره اند و با به میان آمدن موضوع مرگ کنترل اعمال خود را از دست می دهند گرفتن بهترین تصمیم در کوتاه ترین زمان با حفظ خونسردی همان مدیریت عالی بحران است.پس از اعلام مسیر و جهت جغرافیایی مقصد به مسافران و برج مراقبت پس از خالی شدن و گرفتن اجازه ی تیک آف یا ...
شركت هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران،جهت تكميل كادر تخصصي خود از واجدين شرايط ذيل جهت خدمت در تهران دعوت به همكاري مينمايد.
شرايط عمومي:
1-تابعيت جمهوري اسلامي ايران
2-متدين به يكي از اديان رسمي كشور
3-دارا بودن كارت پايان خدمت وظيفه و يا معافيت دائم غير پزشكي براي برادران
4-تسلط به زبان انگليسي
5-نداشتن موانع استخدامي در دستگاههاي دولتي به موجب آراء قضايي مراجع ذيصلاح
6-داشتن تواناييهاي جسمي و رواني لازم بر اساس معيارهاي پزشكي"هما" و موفقيت در طي مراحل پذيرش
7-دارا بودن حداقل معدل 13 از دانشگاههاي دولتي و معدل 15 از ساير دانشگاهها براي فارق التحصيلان مقاطع ليسانس و فوق ديپلم ( رديف 1 لغايت 6 )
واجدين شرايط فوق ميتوانند فتوكپي مدرك تحصيلي با قيد معدل ، گواهينامه خلباني ( داوطلبان شغل كمك خلباني )، صفحه اول شناسنامه ،كارت پايان خدمت يا معافي دائم،دو قطعه عكس 4*3 و رسيد بانكي مبني بر واريز مبلغ 30000 ريال به حساب جاري شماره 1278 نزد بانك ملي باشگاه "هما" كد 236 بنام شركت هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران قابل پرداخت در كليه شعب بانك ملي، حداكثر تا تاريخ 19/6/83 به آدرس صندوق پستي 775-13185 ارسال نمايند. تاريخ و محل امتحان پس از بررسي مدارك كتبا به اطلاع داوطلبان واجد شرايط فوق خواهد رسيد- مواد امتحاني عبارت است از هوش و استعداد تحصيلي ،زبان انگليسي، زبان فارسي و معارف اسلامي.
تذكرات: 1- ايثارگران عزيز به شرط داشتن شرايط مندرج در اگهي از اولويت استخدامي بهره مند خواهند شد.( ايثارگران مشمول اين بند نصف مبلغ حق ثبت نام را پرداخت نمايند.)
2- به مدارك ناقص مخدوش و يا مداركي كه پس از مهلت مقرر ارسال شود ترتيب اثر داده نخواهد شد همچنين مدارك ارسالي و وجوه پرداختي به هيچ وجه مسترد نميشود
شركت هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران،جهت تكميل كادر تخصصي خود از واجدين شرايط ذيل جهت خدمت در تهران دعوت به همكاري مينمايد.
شرايط عمومي:
1-تابعيت جمهوري اسلامي ايران
2-متدين به يكي از اديان رسمي كشور
3-دارا بودن كارت پايان خدمت وظيفه و يا معافيت دائم غير پزشكي براي برادران
4-تسلط به زبان انگليسي
5-نداشتن موانع استخدامي در دستگاههاي دولتي به موجب آراء قضايي مراجع ذيصلاح
6-داشتن تواناييهاي جسمي و رواني لازم بر اساس معيارهاي پزشكي"هما" و موفقيت در طي مراحل پذيرش
7-دارا بودن حداقل معدل 13 از دانشگاههاي دولتي و معدل 15 از ساير دانشگاهها براي فارق التحصيلان مقاطع ليسانس و فوق ديپلم ( رديف 1 لغايت 6 )
واجدين شرايط فوق ميتوانند فتوكپي مدرك تحصيلي با قيد معدل ، گواهينامه خلباني ( داوطلبان شغل كمك خلباني )، صفحه اول شناسنامه ،كارت پايان خدمت يا معافي دائم،دو قطعه عكس 4*3 و رسيد بانكي مبني بر واريز مبلغ 30000 ريال به حساب جاري شماره 1278 نزد بانك ملي باشگاه "هما" كد 236 بنام شركت هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران قابل پرداخت در كليه شعب بانك ملي، حداكثر تا تاريخ 19/6/83 به آدرس صندوق پستي 775-13185 ارسال نمايند. تاريخ و محل امتحان پس از بررسي مدارك كتبا به اطلاع داوطلبان واجد شرايط فوق خواهد رسيد- مواد امتحاني عبارت است از هوش و استعداد تحصيلي ،زبان انگليسي، زبان فارسي و معارف اسلامي.
تذكرات: 1- ايثارگران عزيز به شرط داشتن شرايط مندرج در اگهي از اولويت استخدامي بهره مند خواهند شد.( ايثارگران مشمول اين بند نصف مبلغ حق ثبت نام را پرداخت نمايند.)
2- به مدارك ناقص مخدوش و يا مداركي كه پس از مهلت مقرر ارسال شود ترتيب اثر داده نخواهد شد همچنين مدارك ارسالي و وجوه پرداختي به هيچ وجه مسترد نميشودشركت هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران،جهت تكميل كادر تخصصي خود از واجدين شرايط ذيل جهت خدمت در تهران دعوت به همكاري مينمايد.
شرايط عمومي:
1-تابعيت جمهوري اسلامي ايران
2-متدين به يكي از اديان رسمي كشور
3-دارا بودن كارت پايان خدمت وظيفه و يا معافيت دائم غير پزشكي براي برادران
4-تسلط به زبان انگليسي
5-نداشتن موانع استخدامي در دستگاههاي دولتي به موجب آراء قضايي مراجع ذيصلاح
6-داشتن تواناييهاي جسمي و رواني لازم بر اساس معيارهاي پزشكي"هما" و موفقيت در طي مراحل پذيرش
7-دارا بودن حداقل معدل 13 از دانشگاههاي دولتي و معدل 15 از ساير دانشگاهها براي فارق التحصيلان مقاطع ليسانس و فوق ديپلم ( رديف 1 لغايت 6 )
واجدين شرايط فوق ميتوانند فتوكپي مدرك تحصيلي با قيد معدل ، گواهينامه خلباني ( داوطلبان شغل كمك خلباني )، صفحه اول شناسنامه ،كارت پايان خدمت يا معافي دائم،دو قطعه عكس 4*3 و رسيد بانكي مبني بر واريز مبلغ 30000 ريال به حساب جاري شماره 1278 نزد بانك ملي باشگاه "هما" كد 236 بنام شركت هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران قابل پرداخت در كليه شعب بانك ملي، حداكثر تا تاريخ 19/6/83 به آدرس صندوق پستي 775-13185 ارسال نمايند. تاريخ و محل امتحان پس از بررسي مدارك كتبا به اطلاع داوطلبان واجد شرايط فوق خواهد رسيد- مواد امتحاني عبارت است از هوش و استعداد تحصيلي ،زبان انگليسي، زبان فارسي و معارف اسلامي.
تذكرات: 1- ايثارگران عزيز به شرط داشتن شرايط مندرج در اگهي از اولويت استخدامي بهره مند خواهند شد.( ايثارگران مشمول اين بند نصف مبلغ حق ثبت نام را پرداخت نمايند.)
2- به مدارك ناقص مخدوش و يا مداركي كه پس از مهلت مقرر ارسال شود ترتيب اثر داده نخواهد شد همچنين مدارك ارسالي و وجوه پرداختي به هيچ وجه مسترد نميشود

گفت و گو با اولين بانوي خلبان ايران

شنيدن حضور يك زن در حرفه خلباني شايد باور كردني به نظر نيايد، به ويژه آنكه بشنويد اين زن، خلبان يك جت تيزپرواز از نوع جت فالكن (jet falcen) (1) هم هست.
البته متعجب تر مي شويد وقتي بشنويد اين بانو، مسووليت پرواز (Flight Check) – بازرسي كليه دستگاه هاي ناوبري فرودگاه هاي مختلف كشور – را هم بر عهده دارد.
خانم ده بزرگي، چه شد كه به فكر پرواز افتاديد؟
من از زمان كودكي به اين كار علاقه داشتم. براي من فرقي نداشت كه حتماً خلبان بشوم يا چترباز و … به هر چيزي كه به هوا و فضا مربوط مي شد، علاقه نشان مي دادم و به اين موضوعات زياد فكر مي كردم. همان طور كه گفتم، مدام به كاري مي انديشيدم كه در آسمان باشد، ولي زياد به ريز ماجرا پايبند نبودم. شايد هم فكرم نمي رسد كه واقعاً بايد به چه فكر كنم و يا خواسته ام در آينده چيست؟ اصولااين علاقه از بچگي در ذهنم بود.
يعني فقط در آسمان بودن هدف شما بود؟
نه، دليل ديگري هم داشت، هميشه دوست داشتم شغلي ماوراي ديگران داشته باشم!! اگر حمل بر خودستايي نمي كنيد از همان كودكي هر شغل و حرفه اي را كه مي ديدم و مي شنيدم به خودم مي گفتم خوب، اين شغل ها را همه دارند، پس بايد به دنبال چيزي باشم كه هيچ كس ديگر نداشته باشد. البته اين تفكر مربوط به دوران كودكي و نوجواني ام مي شود، ولي در پاسخ به سؤال شما بايد عرض كنم، انگيزه اصلي ام همان علاقه بود و بس.
از چه سالي به علاقه تان رنگ واقعيت داديد؟
از سال 1353 وارد اين كار شدم، اما در آن سال هنوز موفق به اخذ ديپلم نشده بودم و در دوره دبيرستان هم واقعاً به اين كار علاقه مند بودم. در هنگام تعيين رشته هم، مي ديدم كه به هيچ يك از اين رشته ها علاقه ندارم و مرتب با خودم مي گفتم اين رشته ها را نمي خواهم.
بعد…؟
بعد ، در يك مقطعي (يعني قبل از انقلاب) براي اشاعه فرهنگ، مركز آموزش فنون آن ايام «باشگاه خلباني» نام داشت، از مدارس مختلف، دانش آموزان نسبتاً ممتاز را به همراه شاگرداني كه مسؤولان مدرسه از آنها رضايت داشتند انتخاب مي كردند تا از صفر وارد اين رشته تحصيلي شوند.
از صفر يعني چه؟
يعني كسي نمي توانست از ابتدا بگويد كه مي خواهم با هواپيما بپرم. مي بايستي از ب بسم الله آموزش را فرا مي گرفتي و آموزش هم شامل مدل بود، بعد هواپيماي گلايدر و … به عبارتي، مي بايستي هواپيما سازي به شكل مدل را فرا مي گرفتيم تا بتوانيم مراحل بعدي آموزش را سپري كنيم و در نهايت به آموزش تئوري و عملي پرواز مي رسيديم.
درباره باشگاه هوانوردي لطفاً بيشتر توضيح دهيد.
باشگاه هوانوردي كه هم اكنون «مركز آموزش فنون هوايي » نام دارد، داراي 5 شعبه در شهرهاي تهران، تبريز، مشهد، شيراز و اهواز است كه اگر اشتباه نكنم قبل از انقلاب دو شعبه ديگر در شهرهاي كرمانشاه و همدان هم داشت كه فعلاً حذف شده اند و هر كس در ايران مي خواست خلبان بشود بايد از اين فيلتر مي گذشت. (اين باشگاه يكي از مجهزترين و بزرگترين مراكز آموزش فنون در خاورميانه است). متقاضيان آنجا مي آمدند و آموزش خلباني را مي ديدند و سپس جهت اخذ گواهينامه خلباني به سازمان هواپيمايي كشوري معرفي مي شدند و بعد از دادن امتحانات ، گواهينامه دريافت مي كردند و به ارگان هاي مربوطه معرفي مي شدند .
آيا در آن ايام كه اشاره كرديد، خانم ها هم حضور داشتند؟
بله، هم خانم ها و هم آقايان بودند، - منتهي بعد از آنكه از فيلترهاي مختلف مي گذشتيم، از تعداد افراد كاسته مي شد. مثلاً بعد از اتمام دوره مدل و گلايدر، خود به خود ريزش وجود داشت و تعدادي هم خودشان تمايلي به ادامه نداشتند.
منظورتان خانم ها است؟
فرقي نمي كرد، حتي آقايان هم مايل نبودند ادامه بدهند. گاهي اوقات مشكلاتي برايشان به وجود مي آمد يا اينكه مي ديدند استعداد كافي براي اين حرفه را ندارند، لذابه آنها اجازه ادامه كار داده نمي شد. اين بود كه از هر مقطعي كه مي گذشتيم، مثل مدل يا گلايدر و با موتور، به همان نسبت از تعداد آقايان و خانم ها كم مي شد و آخرين مرحله آموزش، پرواز با هواپيماي با موتور بود.
اشاره به هواپيماي مدل كرديد. يعني ساخت مدل ، يا به پرواز در آوردن مدل؟
هر دو كار را انجام مي داديم. ابتدا هواپيماي مدل را به صورت كشي مي ساختيم و پرواز مي داديم. وقتي اين مرحله را تمام مي كرديم. آموزش مرحله بعدي آغاز مي شد و ما مي بايست هواپيماي مدل موتوردار را كه كنترل لاين (Control line) نام داشت مي ساختيم و وقتي كه كامل مي شد به پرواز هم در مي آورديم و در نهايت به ما گواهينامه مدل اعطا مي شد.
راستي نگفتيد بالاخره ديپلم تان را گرفتيد يا قبل از اخذ آن به باشگاه هوانوردي پيوستيد؟
دو سال قبل از اخذ ديپلم براي اين كار اقدام كرده بودم. يك سال آن را جهت دوره آموزشي مدل گذراندم و سپس به ما اجازه دادند با گلايدر پرواز كنيم، خلاصه گواهينامه را گرفتم. و وقتي كه تمام شد، تازه آموزش با هواپيماي موتوردار آغاز شد. به اين مرحله كه رسيديم، تعداد خانم ها خيلي كم نشد! در اين مرحله پرواز كردن را آموزش دادند در حدي كه ببينند آيا بدن ما آمادگي لازم را دارد؟ يا اينكه آيا اصلاً علاقه اي براي انتخاب اين كار به عنوان حرفه داريم؟
دراولين پرواز به صورت آزمايشي همه را مي پراندند و سپس ارزيابي مي كردند كه ببينند چه كسي هست، كي نيست. چه كسي علاقه دارد و چه كسي ندارد؟
تمام اين امتحان ها را انجام داديم و چون متوجه شدند هم علاقه دارم و هم نسبتاً دانشجوي تنبلي نيستم! اجازه دادند در حالي كه هنوز ديپلم را نگرفته بودم پرواز را با هواپيماي با موتور شروع كنم. سپس همزمان ديپلم خود را گرفتم.

در چه سالي؟
در سال 1355. يعني قبل از ديپلم، «سلو» شدم و يكسال بعد از ديپلم امتحان CPL را دادم و قبول شدم.
CPL يعني چه؟
يعني گواهينامه خلباني بازرگاني.
اولين عكس العمل خانواده شما چه بود؟
خانواده ام زياد تعجب نكردند چون تقريباً از نوجواني اين لغت را به كار مي بردم كه دوست دارم يك جايي يك راهي باز شود كه اين كار را ادامه دهم. البته مادرم زياد خوشحال نبود، چون خيلي دوست داشت من پزشك شوم.
اطرافيان چه؟
زياد باور نمي كردند. يعني علي رغم اينكه مي ديدند پرواز هم مي كنم ولي به عنوان يك حرفه آن را خيلي جدي نمي گرفتند. ضمن اينكه خودم هم سعي مي كردم حرفه ام را پنهان نگه دارم. يعني اگر كسي نمي دانست نمي گفتم كه كجا مي روم و چه درسي مي خوانم. هيچي نمي گفتم، مگر اينكه خودشان متوجه مي شدند.
آيا از خانم هايي كه با شما همدوره بودند كسي به مرحله اخذ گواهينامه رسيد؟
بله، تعدادي به مرحله پرواز با هواپيماي موتوردار رسيدند، ولي متأسفانه هيچ كدام موفق به اخذ گواهينامه در آن زمان نشدند.
شما اصالتاً كجايي هستيد؟
پدرم شيرازي است، خودم هم در شيراز متولد شدم. اما بزرگ شده چند شهر هستم.- شيراز، اصفهان و تهران. مادرم اهل تهران (شميرانات) است اما چون با پدرم ازدواج كرد به تبعيت از پدرم، در اين شهرهايي كه نام بردم زندگي مي كرديم. ولي من از سال 1356 تا الان در تهران زندگي مي كنم.
مي توانم سال تولدتان را هم بپرسم؟!
بله، من متولد سال 1336 هستم.
چند تا خواهر و برادر هستيد؟
6 تا خواهر و برادر، يكي از برادرهايم در جبهه هاي جنگ به مقام شهادت نائل شدند.
چند تا فرزند داريد؟
دو تا.
خانم ده بزرگي حالا بفرماييد بعد از اخذ گواهينامه چه كار كرديد؟
قبل از دريافت گواهينامه، يعني در حدي كه «سلو» مي شديم (اولين پرواز خلبان به تنهايي و بدون مربي) مسوولان باشگاه گفتند كساني كه مايل هستند بمانند و قرارداد ببندند و اين كار را به صورت حرفه قبول كنند، چه كساني هستند؟ در آن ايام از ميان قشر خانم ها، من تنها بودم و به اتفاق تعدادي از آقايان استخدام شديم. بعد از آن به ما گفتند اين گزينه را مي توانيد انتخاب كنيد: رفتن به «پارس اير» يا «ايرتاكسي» يا «اير سرويس» و يا شغل معلمي در باشگاه خلباني؟ يكي از اينها را بايد انتخاب مي كردم.
خب شما كدام را برگزيديد؟
بايد اعتراف كنم از آن چيزي كه انتخاب كردم، الان زياد راضي نيستم، شايد آن موقع چيز ديگري در ذهنم بود. بله، آن موقع گفتم، مي خواهم معلم شوم الان مي فهمم كه اشتباه كردم چون پيشرفتي نداشت. جز اينكه در اين سال ها در واقع عمرم بيشتر تلف شد. از نقطه نظر كاري خيلي سنگين بود ولي پيشرفت زيادي نداشت ساير همكارانم يعني آقاياني كه به ايرتاكسي يا ايرسرويس رفتند در حال حاضر در آسمان يا ايران اير هستند و پرواز مي كنند، با اين كه سابقه خدمتمان يكي است، ولي آنها خيلي زياد پيشرفت كردند.
با اين حساب شما راهتان را جدا كرديد و تدريس را انتخاب كرديد؟
بله...
در باشگاه خلباني، چه نوع هواپيماهايي را آموزش مي داديد؟
خود باشگاه هواپيمايي، هواپيماهاي گوناگوني دارد كه آموزش آنها را به عهده داشتيم از قبيل:
بونانزا (Bonanza)، سسنا(Cessna)، پايپر(pipper)، توباگو (Tobago)، تي بي 21 (Tb 21)
آيا اين هواپيماهايي را كه نام برديد، داراي موتور هستند؟
بله، تمام اينها هواپيماهاي يك موتوره هستند و دو موتوره هم وجود دارد مثل شرايك، كماندر، آيلندر و ...
در حال حاضر نحوه جذب دانشجودر اين باشگاه چگونه است؟
تا قبل از سال 1372، دانشجويان خلباني از ارگان هاي مختلف معرفي مي شدند. ولي از اين تاريخ به بعد دانشجوي آزاد هم داشتيم كه براي آموزش ثبت نام مي كردند و من به اتفاق ديگر همكاران مرد افتخار آموزش به اين افراد را داشتيم.
آموزش، تئوري بود يا عملي؟
آموزش هم به صورت تئوري بود و هم عملي. اما يكسري از خلبانان با دلايل مختلف فقط آموزش عملي را انجام مي دادند.
براي خلبان شدن علاوه بر آموزش، آيا آزمايش تندرستي هم مي گرفتند؟
بله، براي شروع، ابتدا يك امتحان از ما مي گرفتند كه سوالات آن در مورد هوش، زبان، رياضي، فيزيك و ... بود و علاوه بر آن آزمايشات سخت پزشكي شامل نوار مغز، قلب، چشم، قفسه سينه، گوش و ... را هم انجام مي دادند. كه تمام اينها توسط پزشكان معتمد سازمان هواپيمايي كشوري انجام مي شود.
به روال كليشه اي مرسوم، يك خاطره از اولين پروازتان بگوييد؟
به نظر من پرواز چه اول، چه آخر، همه اش خاطره است. منتهي پرواز اول شايد خيلي شيرين تر به نظر برسد. يادم است كه در اولين پروازم هوا ابري همراه با باد و توفان بود و ابرهاي تيره و تار آسمان را پوشانده بود و من به اتفاق استاد خلبان به پرواز رفتم. واقعا فراموش نمي كنم خيلي لذت بردم. يادم است كه استاد مرتب مانور مي كرد ببيند كه آيا حالم به هم مي خورد يا نه؟ كه خوشبختانه موفق عمل كردم.
فلسفه ريختن سطل آب بر سر خلبان چيست؟
خود ما هم اين فلسفه را از استادان پرسيده ايم عده اي به اين صورت جواب داده اند كه: خلبان آن لحظه كه از هواپيما پياده مي شود يك غرور عجيبي سراپاي او را فرا مي گيرد و براي سرشكن كردن اين غرور يك سطل آب سرد بر روي او مي پاشند تا به وي بگويند، زياد مغرور نشو! زيرا روزي كه خلبان مغرور شود، روز سانحه است و عده اي هم گفته اند چون خلبان مرگش مشخص نيست و ممكن است در هوا بميرد آن سطل آب براي غسل دادن اوست.
در زمان جنگ عراق، چه كار مي كرديد؟
در زمان جنگ، من در باشگاه خلباني در مقام معلم خدمت مي كردم و نحوه كار ما به اين صورت بود كه با نيروي هوايي مشتركاً پروازهايي را انجام مي داديم. در واقع پرواز ديده بان را انجام مي داديم.
هيچ محدوديتي براي زن بودن شما وجود نداشت؟
خير. من هم پا به پاي آقايان پرواز مي كردم و ساعت پرواز جنگي ام همسان با بقيه است. ما بنا به نوع مأموريتمان مرتب تقسيم مي شديم. يك گروه در تهران و گروهي در اهواز، اصفهان، دزفول، شيراز و ... پرواز مي كرديم و مأموريتمان را انجام مي داديم، آن زمان زياد احساس ترس نداشتيم. يعني همه با دل و جان مي خواستيم يك جوري به مملكت خدمت كنيم.
آيا در آن هنگام علاوه بر آموزش، مسؤوليت ديگري هم داشتيد؟
علاوه بر اينكه معلم بودم در مقام معاون آموزش عمليات باشگاه خلباني هم فعاليت مي كردم.
يعني مسؤوليت شما شامل آن 5 شعبه بود كه فرموديد؟
بله، يعني همه شعبات زير نظر معاون آموزش عملياتي بودند.
اين درست است كه مي گويند واژه ترس براي خلبانان مفهومي ندارد؟
اصلاً اين طور نيست. بالاخره ما هم انسان هستيم. بله ... شايد در لحظه حادثه نترسيم ولي بعدش تازه
مي فهميم چه خطراتي از سرمان گذشته است.
چه خطراتي در زمان جنگ شما را تهديد مي كرد؟
خطرات زيادي داشتيم. مثلاً وقتي وضعيت قرمز مي شد و ما در آسمان بوديم، چه خانم و چه آقا طبيعي بود كه بترسيم، ترس از اصابت موشك، هواپيماهاي دشمن، خود مشكلات پرواز و ... همه خطر آفرين بودند. ولي در آن شرايط ما بايد انجام وظيفه مي كرديم. باور كنيد گاهي به قدري پرواز مي كرديم كه از خستگي جلو رويمان را نمي ديديم و وقتي پياده مي شديم، احساس مي كرديم مي خواهيم زمين بخوريم.
آيا شما پرواز شب هم داشتيد؟
آن زمان كه دانشجويان مي خواستند گواهينامه خلباني بگيرند در ملزومات پروازي آنها چند ساعت پرواز شب گنجانده شده بود كه توسط همه معلم خلبانان انجام مي شد.
خانم ده بزرگي، من شنيده ام وقتي در شرايط اضطراري سيستم هيدروليك هواپيما اشكال پيدا مي كند، كنترل فرمان ها به سختي صورت مي گيرد كه مي شود گفت به نيروي فيزيكي قوي نياز دارد حالا كه شما يك خانم هستيد با اين مشكل چگونه برخورد مي كنيد؟
بله خب ... به هر حال خانم ها از بدن ظريف تري برخوردارند ولي طبيعتاً وقتي وارد چنين شغلي مي شوند بايد آن كاري را كه به آنها محول مي كنند انجام دهند. خب شما اگر توانستي در اين كار مي ماني، اگر نتوانستي بايد بروي بيرون. در مورد پاسخ فني سوال شما بايد بگويم كه البته آن موقع در هواپيما مسؤوليت كامل با معلم خلبان بود. ولي حالا در هر پرواز دو تا خلبان است كه در مقام خلبان و سرخلبان (خلبان يك و دو) و اگر چنين موردي پيش بيايد، خلبان هاي ديگر مي توانند همكاري كنند به هر حال هر جور شده بايد از پس آن بربياييم.
آيا تاكنون نظر خارجي ها را در مورد حرفه خود شنيده ايد؟
بعضي از كشورها، خانم هاي ايراني را خيلي حقير مي شمردند. آنها وقتي فهميده بودند كه خانمي خلبان است مي گفتند برايمان جالب است كه يك زن ايراني در اين حرفه فعاليت كند. آنها همچنين اظهار مي داشتند كه فكر نمي كرديم در ايران اصلا خلبان زني وجود داشته باشد. ما شنيده بوديم زن ها در ايران خيلي محدودند البته بايد اضافه كنم كه خوشبختانه از سال 1372 به بعد ورود دانشجو آزاد شد و خيلي از خانم ها استقبال كردند و خيلي ها هم گواهينامه گرفته اند.
از اين كه اولين خلبان زن هستيد چه احساسي داريد؟
خب به هر حال اين واقعيتي است كه اول بودن ناخودآگاه غرور آفرين است، ولي به نظرم انسانيت مهمتر از اولين بودن است.
خانم ده بزرگي بي تعارف بگويم در جاهاي زيادي شنيده ام كه كسان ديگري هم ادعاي اولين زن خلبان در ايران را دارند، نظرتان در اين باره چيست؟
من مجبورم با صراحت عنوان كنم كه اولين زن خلبان گواهينامه دار هستم، ولي خوب بعد از من خيلي ها آمدند و گواهينامه هم گرفتند و هنوز هم اين روند ادامه دارد.
صحبت ها از اولين ها شد، و مي دانيم اولين ها ذاتاً داراي مشكلاتي بر سر راه خويش هستند؟ از اين مشكلات بگوييد.
طبيعي است كه هر كس در هر زمينه اي اولين باشد، مشكلاتي در سر راهش است ولي از اين خوشحالم كه مشكلات را پشت سر گذاشته ام و اين راه را براي بقيه خانم ها هموار كرده ام.
اگر بپذيريم كه شغل بر شخصيت انسان تأثير گذار است شما كه در ارتفاع بالا همه چيز را كوچك مي بينيد، آيا در رفتار زميني تان تأثيري هم گذاشته است؟
بله، ولي اين بدين معنا نيست كه خداي ناكرده بخواهم خودم را ماوراي ديگران بدانم، بلكه باعث شده نقش ماديات در زندگي ام كمرنگ شود و بيشتر به معنويات بپردازم.
خلباني را تعريف كنيد؟
خلباني يك هنر است، هنر خيلي قشنگي است، هنري كه ماوراي چيزهاي ديگر است كه حتماً بايد عاشق باشي تا بتواني با سختي هايش كنار بيايي.
شما علاوه بر شغل خلباني به حرفه ديگري هم اشتغال داريد؟
بله، در زمينه كاري خودم فعاليت دارم. يكي از كارشناسان دفتر عمليات استاندارد سازمان هواپيمايي كشوري پرواز هستم.
آيا هنوز در باشگاه خلباني حضور داريد؟
نه حضور ندارم.
پس چه كار مي كنيد؟
در حال حاضر بر روي هواپيماي جت فالكن پروازهاي (flightcheck) را انجام مي دهم، بدين معني كه كليه دستگاه هاي ناوبري فرودگاه هاي مختلف را بازرسي مي كنيم.
پس با اين حساب شما اولين زن خلبان هواپيماي جت هم در ايران هستيد؟
بله...
شما در مورد پرواز flightcheck مشكلي نداريد؟
به لطف خدا با كار خيلي سنگين و سخت است اما به خاطر همكاران خوبي كه دارم و محيط بسيار صميمي اين كار توسط خلبانان همكاري مهندسان پرواز و گروه flightcheck به خوبي انجام مي شود.
به نظر مي رسد همسرتان هم خلبان است؟
بله.
آيا در خانه هم با يكديگر بحث پرواز داريد؟
بله، در اوقات بيكاري با يكديگر بحث پرواز داريم و برخلاف ساير خانواده ها كه در مورد مسايل غير كاري بحث و تبادل نظر مي كنند، ما فقط در باره پرواز و دانش آن با هم گفت و گو مي كنيم.
آيا شما ازدواجتان را در آسمان ها جشن گرفتيد؟
نه اما بعد از ازدواج يك پرواز به همين مناسبت داشتيم.
با توجه به اينكه ممكن است روزهايي از هفته پرواز همزمان داشته باشيد، حتماً از مشتريان پر و پا قرص رستوران هاي اطراف منزلتان هستيد؟
بله، البته من خودم آشپزي هم مي كنم و از اين نظر مشكل چنداني ندارم.
به عنوان آخرين سؤال موفقيت تان را مديون چه كسي مي دانيد؟
اول توكل به خدا و بعد هم حمايت خانواده.
اين مركز كه در سطح خاورميانه در بخش خلباني حرف اول را مي زند و حتي براي كشورهاي خارجي نيز خلبان آموزش مي دهد , از بدو تاسيس بيش از دهها هزار خلبان تعليم داده كه در بخش نظامي و مسافربري انجام وظيفه مي كنند.
لازم به ذكر است اين مركز قرار است به بخش خصوصي واگذار شود كه در اين صورت هزينه آموزش خلباني بسيار بالا مي رود و ديگر از قشر كم درآمد جامعه نمي توانند در اين رشته تحصيل كنند و فقط از قشر مرفه خواهند توانست درس خلباني بخوانند يا اينكه جوانان فعال ما ناچارند براي تحصيل به كشورهاي همسايه مهاجرت كنند و ارز و سرمايه اين مملكت را از كشور خارج نمايند.
دليل واگذار كردن اين مركز به بخش خصوصي طبق نظر وزير راه و ترابري , سود نداشتن اين مركز است .
در همين رابطه جمعي از جانبازان , بسيجيان , خلبانان , مهندسين تعمير و نگهداري هواپيما و كادر اداري مركز با ارسال نامه اي اعلام كردند چندي است وزير راه و ترابري نسبت به واگذاري اين مركز به بخش خصوصي , مديران و روساي سازمان هواپيمايي كشوري را تحت فشار قرار داده تا اين مركز عظيم و پشتيبان جوانان اين مرز و بوم را پس از 64 سال حضور فعال در جهت تامين نيروي انساني متخصص صنعت حمل و نقل هوايي و نيز ترويج فرهنگ هوانوردي در كشور تعطيل نمايند.
مركز آموزش فنون و خدمات هوايي در سال 1318 با نام باشگاه هواپيمائي ايران بمنظور تربيت خلبان در بخش غيرنظامي و اشاعه فرهنگ هوانوردي تاسيس گرديد , اين مركز هم اكنون با در اختيار داشتن 400 پرسنل و بيش از 70 فروند انواع وسيله پرنده اعم از هواپيماي آموزشي يك موتوره و دو موتوره , گلايدرهاي موتوردار و گلايدر بدون موتور هواپيماهاي فوق سبك , كايت و بالن , پاراگلايدر , چتر پرش هواپيماهاي مدل در زمينه هاي آموزش خلباني در تمام سطوح و خلباني گلايدر , بالن و هواپيماهاي فوق سبك و پرش با چتر , ساخت و خلباني هواپيماهاي مدل و پرواز با كايت و پاراگلايدر در اقصي نقاط ايران فعاليت دارد.
هم اكنون مركز آموزش فنون و خدمات هوايي با در اختيار داشتن امكانات گسترده اي در شهرهاي تهران , مشهد , تبريز , اهواز , شيراز , رزقان , اصفهان , سمنان , كيش , آسمان ري و فرودگاه پيام (كرج ) و نيشابور بصورت دائم خدمات خود را به علاقه مندان ارائه مي كند.
اين مركز تربيت بسياري از خلبانان ورزيده براي شركتهاي هواپيمايي , سازمانها و ارگانهاي نظامي و غيرنظامي نظير شركت هواپيمايي جمهوري اسلامي , شركت آسمان , شركت نفت , شركت هواپيمايي ماهان , سپاه پاسداران , نيروي انتظامي , نيروي دريايي و همچنين تربيت خلبان به صورت آزاد نشان دهنده فعاليت چشمگير آموزشگاه خلباني با موتور مي باشد و توانسته است كيفيت و كميت آموزش مركز را در سطوح مطلوبي از استانداردهاي بين المللي و قابل رقابت با آموزشگاههاي برتر خلباني در جهان قرار دهد و از همه مهمتر كساني توانسته اند در اين مركز راه يابند كه اكثرا از اقشار كم درآمد و متوسط جامعه بوده اند. با عنايت به موارد فوق و همچنين ارزش وجود مركز آموزش مذكور بعنوان تنها مركز آموزش هوانوردي دولتي ايران و ضرورت حضور مركز درصحنه صنعت حمل و نقل هوايي , لازم است بمنظور ادامه روند كار اين مركز در جهت جذب نيروهاي مستعد و جلوگيري از ورود افراد مجهول الحال به اين صنعت اقدامات شايسته انجام شود.
|
رؤياي محقق شده انوشه انصاري |
ایرانیان ساعت 4:43 بامداد جمعه 7 مهر 1385 را هیچگاه از یاد نخواهند برد. در این ساعت فضاپیمای سایوز TMA-8 با سه سرنشین خود به آرامی!! در شمال قزاقستان فرود آمد. انوشه انصاری به همراه دو فضانورد روس و آمریکایی که 6 ماه گذشته را در ایستگاه بینالمللی فضایی سپری کرده بودند پیش از نیمه شب از دوستان خود میشا تورین و مایکل لوپز آلگریا و فضانورد آژانس فضایی اروپا که باید 6 ماه آینده را در فضا سپری کنند خداحافظی کردند. میشا تورین در این مراسم گفت ما همه از فرهنگهای گوناگون، با طرز فکر مختلف و با ملیتهای گوناگون اینجا جمع شدهایم و با هم کار و زندگی میکنیم و وجودمان به دیگری بسته است پس ای کاش آنگونه که انوشه میگوید در زمین هم همین الگو را دنبال کنیم. وی سپس نشان مأموریت خود به همراه عروسک خرس کوچکی که در هنگام پرتاب مقابل سفینه آویزان کرده بود را به پاس تلاشهای انوشه انصاری در گسترش درک انسان از زندگی در فضا به او اهدا کرد.
انوشه انصاري اینک ثابت کرده بود که یک توریست نیست. مجموعهای از آزمونهای پزشکی، تهیه مستند، ارتباطهای رادیویی ترویجی و نوشتن وبلاگي که بیش از 10 میلیون نفر را مستقیماً با جزئیات زندگی در فضا آشنا کرده است کاری فراتر از حتی یک مأموریت 10 روزه تعریف شده بود که انوشه با سربلندی آن را به اتمام رساند.
انوشه پیش از پرواز اعتقاداتش را در سه جمله بیان کرده بود تجسم کن، الهام ببخش و دگرگون کن ! او اینک همه این کارها را انجام داده است. زندگی پیگیر او و تلاشهای شبانهروزیش برای تحقق رؤياهايش اینک الهام بخش بسیاری از مردم جهان شده است. او بنا بر اذعان سازمانهای فضایی رسمی توانسته است به تغییر دید مردم جهان نسبت به زندگی و اهمیت تحقیقات فضایی کمک کند و در صدر پیشرفتهای فضایی غیر دولتی جهان قرار گیرد. انوشه بدون احساس نیاز به برجسته کردن فعالیتهایی که برای دگرگون کردن زندگی مردم جهان در بنیادهایی نظیر آشوکا انجام میدهد و بدون توجه به سخن برخی یاوهگویانی که چون نمیتوانند افق دورتری ببینند همه فعالیتهای او را متکبرانه یکجا زیر سؤال میبرند، به رؤیای خود جامه عمل پوشاند و از طریق آن هدف بزرگتر خود را در تلاش برای درک بهتر از جهانی که در آن زندگی میکنیم و دیدن زیبایی زمین بدون مرز را محقق ساخت و به همین دلیل است که نام انوشه انصاری و خانواده او برای همیشه در دل کتاب تاریخ پیشگامان فضا ثبت خواهد شد و این افتخاری برای ایرانیان است که او از این آب و خاک است ( که حتی در غیر این صورت هم باز چیزی از اهمیت سفر او برای ما کم نمیشد )
زمانی که تحت فشارهای گوناگون اعلام شد پرچم ایران از بازوی او حذف خواهد شد بار دیگر برخی که همواره موجودیت خود را در نقد دیگران میدانند بر او تاختند اما او بدون آنکه مجبور باشد، بر زنجیره قوی که او را با وطنش و فرهنگش متصل نموده است تأکید کرد و در ویدیوهایی که از فضا به زمین فرستاد پرچم ایران را نه بر بازو که بر تمام لباس خود حک کرد تا نشان دهد برای رسیدن به هر هدفی باید تلاش کرد.
ساعت 1:15 بامداد جمعه او به همراه 2 فضانورد همراهش سوار بر سایوز از ایستگاه بینالمللی فضایی جدا شدند تا راه سخت تا زمین را در پیش گیرند با این امید که بتواند دوباره نه تنها خود به ایستگاه باز گردد بلکه بتواند کمک کند تا مردم بیشتری این تجربه ممتاز را درک کنند.
همیشه فرود سفاین سرنشیندار دلهرهآور است به خصوص اینکه سایوز با سرعتی سرسام آور در حالیکه همانند گلولهای از آتش گداخته شده باید وارد جو شود و اندکی خطا میتواند فاجعهای به همراه داشته باشد. ساعت 4:25 گروه نجات در شمال قزاقستان اعلام کرد سایوز را همچون شهاب درخشانی در آسمان میبیند در همان حال مایکل لوپز آلگریا از عرشه ایستگاه خبر داد توانسته است ورود سایوز را چون شهابسنگی درخشان و سوزان در ورود به جو زمین ببینید. در حالیكه دمای بیرون فضاپیما تا حد غیر قابل باوری افزایش یافته بود سرنشینان آن فشار وحشتناک ورود را تحمل میکردند. سرانجام ساعت 4:34 چترهای نجات در 2 مرحله باز شدند تا سرعت فرود را کم کنند و اندکی بعد موتورهای کوچکی برای ثانیهاي روشن شد تا سرعت را برای نشستن بر زمین کاهش دهد. (برنامه زمانبندي بازگشت انوشه انصاري به زمين)
ساعت 4:43 دقیقه سرانجام سایوز به زمین نشست و گروه امداد خود را سریعاً به محل رساند. بررسی شرایط تا ساعت 5:15 ادامه یافت تا اینکه سرانجام در کپسول سایوز کنار زده شد و 3 فضانورد از درون آن بیرون کشیده شدند. آنها بلافاصله برروی صندلیهای کوچکی قرار گرفتند که به آنها اجازه می داد تا خود را با شرایط جاذبه زمین تطبیق دهند. یک دسته گل بزرگ ،یک سیب و یک قهوه که در سرمای صبحگاهی قزاقستان به فضانوردان داده شد آنها را به شرایط طبیعی برگرداند اما برای انوشه سورپرایز بزرگتر حضور حمید ، همسرش در کنار کپسول بود مقامات اجازه داده بودند حمید نیز به جمع استقبال کنندگان برود تا انوشه در بدو ورود با چهرهای آشنا روبرو شود. (انوشه انصاری در خانه)
بعد از چند دقیقه تیم پزشکی فضانوردان را به قرنطینه کوتاه مدتی برد تا آزمونهای اولیه پزشکی صورت گیرد و بلافاصله بعد از آن استقبالی رسمی در قزاقستان که با هدیه دادن یک لباس قزاقی همراه بود پیدرآمد استقبال بزرگتردر مسکو بود.
اینک سفر 11 روزه انوشه انصاری به پایان رسیده است اما همانگونه که خود گفت این آغاز راه است. او که تا پیش از این به دلیل طرح هایش نام خود را در زمره پیشگامان صنایع فضایی غیر دولتی قرار داده با نشان دادن مهارتهای خود در این سفر و با جلب اعتماد مراجع رسمی فضایی با قدرت بیشتری به جلو خواهد رفت. از هم اکنون طرح جایزه ایکس برای سفر به مدار، ماه و مریخ در دستور قرار دارد و طرح بندرگاههای فضایی و سفینه های زیر مداری خصوصی توسط انوشه و خانوادهاش پیشبرده میشود.
تاریخ بار دیگر در یکی از فرازهای مهم خود نام یکی از ایرانیان را بر تارک خود ثبت کرد. نه فقط به این دلیل که نخستین فضاگرد زن، نخستین ایرانی عازم فضا و نخستین بانوی مسلمان عازم مدار زمین بود که انوشه کاری کرد که هیچ توریست فضایی نکرده بود برخلاف عقیده برخی، او این موفقیت را نه به راحتی که در محیط سرشار از رقابت غرب به دست آورد و ثابت کرد میشود حتی در میان غولها رشد کرد. اینک نوبت دیگران است که رؤیای بزرگ خود را تجسم کنند و با عمل خود الهام بخش دیگران و دگرگون کننده جهانی باشند که درآن زندگي میکنند. اما فراتز از همه دستآوردهای علمی انوشه، شاید بتوان این جمله انوشه را بهترين دستآورد سفر او ناميد:
« از اینجا نميتوان هیچ مرز، خشونتي و بدي روی زمین دید، همه چیز در این سیاره آبی، زیبا و زنده به نظر میرسد. ای کاش همه این منظره را میدیدند و در حفظ این زیبایی میکوشیدند.»
تقرب در هوای مه آلود
برای خلبانان ابر نزدیک به زمین نسبت به دیگر پدیده ها ی که ما از آن وحشت داریم می تواند خطرات بیشتری داشته باشد.تقرب به فرودگاه در شب زیبا به نظر می رسد.اما با این حال خلبان با مشکلات متعددی روبرو می شود...در این حادثه که متعلق به سال 2000 می باشد ، یک فروند هواپیمای پایپر در فرودگاه در ایالت ماساچوست امریکا به وقوع پیوست می پردازم.Nantucket Memorial
خلبان پرواز وقتی که به نزدیک جزیره ای که آن فرودگاه در آن واقع شده است ، میرسد سراسر جزیره و همینطور فرودگاه را مشاهده می کند.بر اساس گزارش هواشناسی ابر های پراکنده و مه در منطقه پیش بینی شده بود . لذا خلبان طراست هوای مرطوبی که سرح پروازی........ را انتخاب و بر اساس آن شروع بع تقرب می نماید.لازم به ذکر د شده و به دمای نقطه شبنم برسد مستعد برای تشکیل مه بوده در این شرایط خلبان می بایستی که همیشه با آگاهی کامل از پدیده ی مه در شب مخصوصا وقطی که در نزدیکی ساحل دریا تشکیل می شود ، باشد.خستگی و اضطراب در بوجود آمدن این حادثه نقش اساسی داشته به طوری همسر خلبان روز قبل از پر از با ماشین تصادف نموده...و خلبان درگیر این ماجرا می شود.هرچند ظاهرا جراحات همسر وی ناچیز بوده...و از بیمارستان مرخص میشود و همان روز به همراه همسرش به فرودگاه می آیند و در ساعت 9:15 دقیقه ی شب به سمت فرودگاه مذکور پرواز می کنند.خلبان مجوز تقرب به باند 24 فرودگاه را دریافت می نماید.مدتی از تقرب می گذردکه خلبان متوجه تکه های مه در اطراف چراغهای تقرب می شود.
اما چراغ های سرتاسر باند قابل رویت بوده...هوای حاضر در ساعت 11:36 دقیقه ی شب درست این گونه اعلام شده بود: وزش باد از سمت 280 درجه ، 3 نات ، دید افقی 500 متر ، دید عمودی 100 پا ، درجه حرارت و نقطه شبنم 15 درجه ... که این شرایط برای تشکیل مه کاملا مستعد بود.این شرایط هیچ گاه برای یک خلبان جالب نیست...جایی که دید محو می گردد و متاسفانه در این شرایط حتی تشخیص فاصله ی نسبی هواپیما تا باند فرود سخت می باشد...این وسوسه موجب می شود که خلبان ارتفاع را زیاد از حد کم کند و تا به زیر ابر برود و دید بیشتری پیدا کند.در حالی که اصلا به این موضوع توجه نداشته که مه تا سطح آسفالت باند ادامه دارد...و بدون توجه به شیب فرود بیش از اندازه ارتفاع کم کرده...که منجر به برخورد چرخ های هواپیما با ستونی از چراغ های تقرب شده و سبب خم شدن چرخ ها می شود.وقتی که خلبانی در این شرایط قصد فرود را داشته باشد تنها 1 راه برای تقرب وجود دارد و آن حرکت روی زاویه ی شیب دستگاه ...... است.کاهش تدریجی و مداوم ارتفاع بهترین راه حل در این موارد است ...
بالاخره هواپیمای پایپر بعد از قرار گرفتن روی سطح آسفالت باند فرود و سریدن هواپیما حدود 200 پا روی باند 24 می ایستد..در این لحظه خلبان تلاش می کند با مرکز کنترل ترافیک هوایی بوستون تماس بگیرد. اما موفق نمی شود و از طرفی بر اصر کشیده شدن بال پایپر روی سطح باند 24 مقدار زیادی سوخت روی باند ریخته شده....سرنشینان در این لحظه خود را به بیرون می رسانند و بعد از چند ثانیه پایپر در آتش می سوزد...به هیچ کدام از سرنشینان پایپر آسیبی نمی رسد.
اما درس هایی که از این حادثه می توان گرفت این است که : وقتی هواپیما به صورت غیر معمول می نشیند اولین کاری که باید توسط خلبان صورت گیرد خاموش کردن موتور هواپیماست...سرنشینان هرچه سریع تر از هواپیما در شوند و همین طور خلبان نباید نگران عدم برقراری تماسش باشد.خستگی . بی حوصلگی و ... همه عواملی برای به وجود آمدن چنین حوادثی هستند : یعنی نادیده گرفتن شیب و زاویه ی فرود طبق دستگاه آی ال اس...
تهیه و تنظیم : مدلر
.
اخبار داخلي :
مجوز توليد انبوه هواپيماي فجر 3 صادر شد. (هواپيمايي است 4 نفره)
خودكفايي ايران در تعمير كامل هواپيماهاي ايرباس و فوكر
نخستين پرواز بين المللي فرودگاه اراك به سوريه انجام شد
تكميل 28 طرح فرودگاهي طي 1 سال گذشته
حضور كره جنوبي و مالزي در تكميل و نوسازي فرودگاه هاي كشور
قرارداد ساخت پايانه حجاج در فرودگاه امام انجام شد
فرود اضطراري يك بويينگ 747 ايران اير در فرودگاه بندر عباس ( تهران – مالزي )
اجراي بليط نيم بها براي دانشجويان خارج از كشور
پرواز هواپيماهاي پر سر و صدا ممنوع مي شود
قانون پرداخت جريمه ي تاخير اجرا مي شود
اخبار خارجي :
فرودگاه بيروت دوباره به كار افتاد
Tu-204-120CE نسل جديد توپولف
هوندا در ژاپن وارد بازار هواپيمايي مي شود
توپولف 154 خط هوايي اريكو در كره شمالي از باند خارج شد
پرده برداري از بويينگ 747-400سي اف( Cargo)
یک پرواز یک خاطره :
انگیزه ای برای فراگیری بیشتر

این خاطره ای است از خلبان مایک جمز که در خلال 4 سال اخیر 500 ساعت پرواز درج نموده...و صاحب یک فروند پایپر آرچر دو هست...که ترجیح دادم براتون بگذارم رو بلاگ:
تکمیل دوره و گرفتن مجوز پرواز بدون دید یکی از بزرگترین موفقیت های زندگی ام محسوب می شد زیرا مغز42 سلله ی من اصلا تمایلی به فراگیری بیشتر نداشت.زمانی شروع به فراگیری این دوره ام کردم که 20 سالی از شروع پروازهایم می گذشت.در نهایت با نمره ی 92 توانستم مجوز پرواز بدون دید را از استاد 42 ساله ام بگیرم...در همان روز بود که استادم به شوخی گفت حالا این مجوز را داری که بروی و خودت را به کشتن دهی....و بعد جدی گفت : اما سعی کن هر فرصتی که گیر آوردی بروی و پرواز بدون دید داشته باشی..چند روز بعد به خاطر شرکت در یک جلسه ی اداری می بایست در یک مسیر 50 مایلی از اورلاندو به لاکلند در فلوریدا پرواز می کردم.آسمان بامدادی صاف و خنک بود...ولی 3 ساعت بعد حدود 8 بامداد بود که اداره هواشناسی لاکلند پیدایش لایه ی ابرهایی به صورت منقطع در ارتفاع 2000 پایی آسمان را خبر داد.فرصتی بود که هم به عنوان تمرین و هم کار اداری اولین پرواز بدون دید خود را ثبت کنم...

منتها زمانی که مشغول ثبت آن بودم متوجه شدم یک جبهه هوای کم فشار در حال شکل گیری روی خلیج مکزیک است . به هر حال هنگامی که پایپر را تحت برنامه ی ثبت شده ی آی ال اس از باند اورلاندو بلند کردم تقریبا 3 ساعت از دریافت آخرین گزارش هواشناسی می گذشت.کنترلر برج نیز مرا در مسیر پروازیم قرار داده بود . (به طرف لاکلند) در حالی که نمی دانستم آن گزارش 3 ساعت قبل مرا با خطرناک ترین زمان عمرم روبرو می کند... طولی نکشید و لحظاطی بعد در ارتفاع 4000 پایی وارد ابرهای پراکنده ی اسكاترد شدم و بعد از یک عمر پرواز وی اف آر به دور از هر ابر حالا از یک لایه ابر وارد لایه ای دیگر می شدم برایم عجیب بود…دقایقی بعد واقعا آرزو می کردم ای کاش استادم الان در کنارم بود و با گفتن این جمله که " همه چیز عادی و تحت کنترل است " به من دلگرمی می داد.20 مایلی لاکلند بودم که وارد لایه ی ابری کامل شدم و و در آن محیط احساس می کردم هواپیما دچار گردشی تند و دورانی به سمت زمین شده…اما آلات دقیق شرایطی عادی و معمولی را نشان می دادند…کدام را باید باور می کردم…؟به سختی نوک بال هواپیما دیده می شد پس چگونه ……..؟
در همین لحظات بود که احساس کردم صدای موتور دیگر عادی نیست و هر لحظه بر سرعتم افزوده می شود…نگاه کردم به عقربه ی سرعت عمودی پایپر که متوجه شدم هواپیما با سرعت 1500 پا در دقیقه در حال کاهش ارتفاع است…بال راست نیز بع پایین گردش کرده بود.و قطبنما هم به دور خودش می چرخید….ولی باز من در این گردش دورانی رو به پایین احساس می کردم پایپر در حالت کاملا عادی رو به جلو در حال پرواز است…باز کدام را باید می پذیرفتم…! صدای استادم در گوشم پیچید که همیشه می گفت : " به آلات دقیق هواپیما در هر شرایطی که هستی اطمینان داشته باش " . لذا بلافاصله با فشار زیادی پایپر را به حالت عادی باز گرداندم…تلاطمات هوا شروع شد …خیلی وحشت ناک بود.پایپر تکان های شدیدی می خورد…رعدوبرقی زد و کیف 14 کیلویی من از صندلی جدا شد و به در راستی پایپر برخورد کرد…
اینجا بود که صدای کنترلر برج را شنیدم که سطح پروازی خاصی را برایم مشخص کرد و اعلام کرد چراغ های تقرب فرودگاه لاکلند از کار افتاده اند.و تقرب باید به صورت غیر دقیق انجام می شد…
این صدای کنترلر بود : هواپیمای چروکی شماره 2241 یانکی شرایط حاضر پرواز شما چگونه است؟
در حالی که سعی داشتم لرزش صدایم که ناشی از ترس بود را پنهان کنم گفتم : دید صفر ، بارندگی شدید و تلاطم زیاد هوا…
کنترلر : به راست گردش کنید و جهت 30 درجه را بگیرید و ارتفاع را به 1700 پا کاهش دهید تا امواج تقرب فرودگاه را دریافت نمایید. .برای فرود روی باند 5 لاکلند مجاز شده اید .
بلا فاصله دستور را انجام دادم…شرایط خیلی سخت بود.به 5 مایلی فرودگاه رسیدم هنوز امواج را نمی گرفتم…تلاطم هما پایپر را به بالا و پایین می انداخت به طوری که 400 پا کمتر داشتم.از انجایی که شنیده بودم هواپیما ها دی این شرایط قبل از رسیدن به باند دچار سانحه می شوند با خودم گفتم خوب آن سانحه ها همین طوری رخ می دهند…در این لحظات بود که در سمت راست در ارتفاع 400 پایی چراغ های باند را دیدم…با تمام قدرت پایپر را به سمت باند کشیدم و ارتفاع کم کردم…و پایپر را به سختی روی باند نشاندم…در لحظه ی تماس جرخ ها چنان آرامشی گرفتم که تا آن لحظه نداشتم. در نهایت آن پرواز وحشتناک پایان خوشایندی داشت.
مهمتر از همه اینکه یاد گرفتم به گزارش 3 ساعت پیش هواشناسی اعتماد نداشته باشم و هر لحظه گزارش را بگیرم و همینطور همیشه به آلات دقیق هواپیما اطمینان داشته باشم..
خودکفایی ایران در ساخت قطعات کابین مسافر

مدیر کل واحد تعمیرات اساسی هواپیمایی هما با تاکید بر توانمندی کامل کشور در زمینه ی ساخت قطعات کابین مسافر تصریح کرد : در صنعت هواپیمایی انجام کار بدون استاندارد غیر مکن است. و ما نیز سعی در رعایت استاندارد های جهانی داریم.
عباس منصوری اظهار داشت : تعمیرات هما چه در مورد چک کردن آشیانه ها و چه در خط پرواز و همچنین در ایستگاه های داخلی و خارجی زیر نظر واحد تعمیرات انجام می گیرد.وی افزود : منظور از تعمیرات و بازدید اساسی هواپیما ، باز کردن کلیه ی سازه های هواپیما و بازدید فنی و رفع اشکال از آنها می باشد.این بازدیدها هر 6 سال صورت می گیرد و بعد از هر بازدید دلیلی برای بروز مشکل در قطعات وجود ندارد.باید توجه داشت ک این کنترل ها بر خلاف دیگر کنترل های هواپیما که از طریق خلبان چک می شود توسط کادر فنی هواپیمایی کشوری شکل می گیرد و متاسفانه در سوانح هوایی معمولا شاهد اشتباهات خلبانان و کادر پروازی هستیم.
وی گفت : هواپیمایی هما با هدف رسیدم به خودکفایی از سال 74 اقدام به انجام تعمیرات اساسی در داخل ایران کرده.شروع کار در آشیانه ی شماره ی 1 . و تعمیر روی 2 هواپیمای بوئینگ 727 بود.در حال حاضر به رحله ای رسیدیم که هیچ کدام از ایرباس ها به خارج از کشور اعزام نمی شوند. وی افزود:در حال حاضر آشیانه گنجایش مدل 747 را ندارد . و لذا هما تعمیرات اساسی هواپیاهای 737 و 727 بوئینگ و نیز 3 نوع هواپیمای ایرباس و فوکر را بر عهده دارد.
به طوری که از سال 74 ، ما 35 فروند را تعمیر کرده ایم. ( 6 فروند در سال ).در سال های 85 و 86 دستور تعمیر 12 فروند را داریم.وی در مقایسه ی هزینه ی تعمیرات در داخل و خارج از ایران گفت: در گذشته تعمیر یک فروند 747 لوفت هانزا بین 4 تا 5 میلیون دلار هزینه داشته.ولی الان تعمیر در داخل حدود 3 میلیارد تومان هزینه در بر دارد.

سايت هاي مربوط به هوافضا
www.aviaphotos.com
با انتخاب نوع هواپيما،شركت هوايي،فرودگاه محل پرواز و... عكس هواپيما را مشاهده كنيد
مي توانبد هم ليست كامل نوع هواپيما را دريافت كنيد و با انتخاب هر يك آن عكس ها را دريافت كنيد
www.fsturqay.wcb1000.com
مطالبي در مورد فلايت سيميلاتور و دانلودهايي در اين مورد
www.planespotting.nl
عكس از هواپيما ها بر اساس نام و شركت سازنده آن و مطالب ديگر
www.secure.simmarket.com/product-info.htm
سايت ديگر
www.bestaviationsites.com
انواع سايت ها بر اساس موضوع هاي مختلف و متنوع
www.milairpix.com
در اين سايت حدود 2200 عكس مختلف به صورت رايگان و در قدرت تفكيك 600*800 و1024*768 ارايه شده
مطالب متنوع در زمينه هاي مختلف هوانوردي و به عنوان يك مرجع مي تواند مورد استفاده قرار گيرد
توپولف 154Tu - 154
در این پست به معرفی کامل توپولف 154 می پردازم.

تاریخچه:
توپولف 154 نام یک هواپیمای جت 3 موتوره ی میان برد است . که در پروازهای داخلی کشور روسیه ، کشورهای محدودی در اروپای شرقی و همچنین بزرگترین مشتری توپولف ( ایران ) هنوز استفاده می شود.
این هواپیما ششمین هواپیمای ساخت شرکت توپولف است.این هواپیما همچنین برای پرواز های نظامی و همچنین وی آی پی نیز استفاده می شود.در آن زمان معیارهای اصلی طراحی این هواپیما اینها بودند : توانایی پرواز در زمین های شنی و ناهموار و فرودگاه های کوچک و نظامی... پرواز در ارتفاعات بالا و همچنین کارایی خوب بر روی زمین.
برای رسیدن به این اهداف در طراحی اولیه هواپیما 3 موتور توربوفن کوزنتسف که از نسبت رانش به وزن نسبتا خوبی برخوردار بودند انتخاب شد که 2 دستگاه در 2 طرف بدنه و و 1 موتور بر روی دم قرار گرفت.
نخستین پرواز توپولف 154 در روز 4 اکتبر 1968 صورت گرفت و نخصتین نمونه ی تولیدی آن در اوایل 1971 تحویل ایرفلوت شد.گرچه تا فوریه سال 1972 این هواپیما وارد مرحله ی خدمات دهی مسافربری نشد.
تا کنون حدود 900 فروند از تمام مدل های این هواپیما ساخته شده که تقریبا 325 فروند از همین مدل 154 می باشند...بهای این هواپیما در سال 2000 میلادی 7 میلیون دلار امریکا اعلام شده بود.جمهوری چک ، آلمان ، کره ی شمالی ، لهستان ، روسیه و جمهوری اسلامی ایران از جمله کشور هایی هستند که هنوز از این مدل توپولف استفاده می کنند .( البته لازم به ذکر است که توپولف 154 در حال خروج از ناوگان هوایی آلمان است)
تولید این مدل در نیمه ی دوم 1966 برای جایگزینی توپولف 104 و آنتونف 10 در مسیرهای میان برد و دوربرد ( تا فاصله ی 6000 کیلومتر) اعلام شد.

نمونه های کنونی توپولف 154
اِم - نمونه های مسافربری این مدل با قابلیت جابجایی بیش از 180 مسافر و نمونه ی باری آنها بدون صندلی استفاده می شوند.
ام 100- سامانه ی الکترونیک پروازی این هواپیما توسط شرکت ژاسمین بهسازی شده و کارخانه ی آویاکر کار ساخت و طراحی داخل این مدل را انجام داده. 12 فروند از این نوع هواپیما در طول سال های 1997 تا 98 ، تحویل شرکت ایرانی ایران ایر تور شده. ژاسمین در بهسازی سامانه های جی پی اس ، رادار و ... نقش مهمی داشته.
-200-154- نمیونه ای دیگر از توپولف 154 است که دارای 2 دستگاه موتور توربوفن می باشد.
ال كا 1- تنها 2 فروند از این مدل هواپیما برای جا به جایی سران دولتی وی آی پی ساخته شد.
ام-2- نمونه ی بهسازی شده و 2 موتوره از هواپیمای توپولف 154 مجهز به موتور های توربوفن سالاویف که مصرف سوخت به ازای مسافر آن 62% بیشتر از ام 154می باشد.
154سي- یک نمونه ویژه ی باربری ار توپولف 154 است . آغاز طراحی این مدل در 1982 بود.حجم کابین باری 72 متر مکعب می باشد. عرض 8/2 متر و ارتفاع 87/1 که در سمت چپ کابین قرار دارد.

نمونه ی ویژه جاسوسی الکترونیک
کشور چین قصد داشت 12 فروند از این نوع هواپیما را به عنوان جاسوسی الکترونیک استفاده کند.که پس از تغییر آن در پایگاه ارتقای نظامی چین در ( نان یونگ پکن ) تا 1999 ، 4 فروند از آنها وارد خدمت شدند....
مشتریان :
تا پایات 1996 در کل 318 توپولف 154 تولید شد.که تا سال 2000 بدون تغییر ماند.در سال 1998 ، 6 فروند تحویل کشور های آذربایجان ، اسلواکی ، تیومن آویا ، شد.1996 ، 1 فروند به چک داده شد.
طراحی هواپیما :
این هواپیما دارای ترکیب بال پایین پسگرا می باشد.2 موتور توربوفن در انتهای بدنه و پهلو و موتور سوم بر روی دم قرار گرفته.و ورودی هوای آن در پایه ی دم هواپیماست.
محفظه ای که ارابه ی فرود را در خود جا می دهد ، در قسمت لبه ی فرار هر بال قرار دارد. زاویه ی پسگرایی بال 35 درجه می باشد . و بال های آن نسبت به قسمت خارجی بدنه دارای زاویه ی هشتی است.
مقطع بدنه بو صورت دایره است. و زاویه ی دم عقب نسبت به بدنه 40 درجه می باشد. زاویه ی لبه ی حمله ی بار نسبت به دم 45 درجه است.

کنترل های پروازی :
کنترل های پروازی توپولف 154 از نوع معمولی می باشد. شهپرها توسط سامانه ی هیدرولیکی کار می کنند. سطوح کنترلی هواپیما عبارتند از: بالچه ی 3 شکافه ، براگیر های 4 تکه ای جلوی بالچه های هر بال ، باریکه ی عمل کنندع بع طریقه ی الکتریکی که 80 % لبه ی حمله را به خود اختصاص داده. باریکه در هر شهپر . دم افقی با زاویه ی نصب متغیر و سکان افقی و عمودی متحرک ، ( هیدرولیکی اند ) .
ساختار :
بدنه کاملا از جنس فلز می باشد.بال ها از 3 تیر اصلی پرچ شده اند.دارای بدنه ی نیمه تخم مرغی ایمن در برابر خطرات می باشد.سکان های متحرک این هواپیما نیز از نوع ساندویچی لانه زنبوری است.
ارابه ی فرود توپولف 154:
دارای ارابه ی 3 تایی است. که توسط سامانه ی هیدرولیکی کار می کنند. اندازه ی جرخ ها 930 در 305 و چرخ جلو 800 در 225 می باشد. در ارابه ی اصلی 3 جفت چرخ به صورت ردیفی به کار رفته است.ارابه ی فرود دماغه دارای 2 چرخ که به سمت عقب جمع می شوند هستند.قابلیت چرخش روی زمین به میزان 63 درجه است.سامانه ی ضد سرش بر روی چرخ های وسط به کار گرفته شده.
پیشرانه :
هر کدام از موتورهای توپولف 154 رانش 104 کیلونیوتن تولید می کنند. که دارای معکوس کننده های رانش در موتور نیز هستند.مخازن سوخت در بال ها قرار دارند. ( 4 مخرن در قسمت مرکزی و 2 مخزن در قسمت خارجی بالها ).سوخت نخست در مخزن مرکزی جمع و سپس به سمت موتور ها حرکت می کنند.
کابین پروازی گنجایش 3 نفر را دارد.( 2 خلبان و 1 مهندس پرواز ).مدل تک کلاس آن دارای گنجایش 158 مسافر می باشد. 166 نفر در کلاس توریستی با فاصله ی 75 سانت بین صندلی ها و یا 134 نفر در کلاس توریستی و 12 در کلاس درجه 1.صندلی ها در 6 ردیف کنار هم قرار دارند.تمام تجهیزات هواپیما از مواد قابل شست و شو و ضد آتش ساخته شده اند....
داخل توپولف 154 قسمتی ویژه ی بار ، آشپزخانه ، سرویس های بهداشتی ، محلی برای بار دستی مسافران وجود دارد. 4 در اصلی و 6 در اضطراری وجود دارد.2 خروجی در روی بال و 1 خروجی در جلو ( برای هر طرف).
![]()
![]()
سامانه ها:
فشار سامانه ی تهویه حدود 58/0 بار می باشد.دارای 3 سامانه ی مستقل مس باشد.که با فشار 207 بار کار می کند.این فشار با کمک پمپ های موتور کار می کنند. سامانه های 2 و 3 هرکدام دارای سامانه ی پمپ پشتیبان ( الکتریکی) می باشند.از دیگر سامانه ها می توتن از جمع و باز کننده های ارابه های فرود و گردش ارابه ی دماغه نام برد.شهپرها ، سکان های متحرک ، بالچه ها ، براگیر ها همه و همه از سامانه های هیدرولیکی توپولف 154 هستند.
سامانه ی گرم کننده و ضد یخ بر روی لبه ی حمله ی بال ، سکان و دم افقی و لبه ی ورودی هر موتور قرار دارند.باریکه های بال از طریق الکتریک گرم می شوند. سامانه ی ضد حریق موتور بر روی محفظه ی موتور نصب شده...و همچنین دارای حسگر های دود میباشند.

رادار:
رادار این هواپیما از نوع آب و هوایی می باشد. تا سال 1995 دارای سامانه ی استاندارد کنتل پرواز خودکار بود .این سامانه ی مجهز در طول پرواز دی 2 مورد کاربرد داشت : به هنگام تیک آف تا 400 متری (1312 پایی) و در زان لندینگ از 30 متری ( 100 پا) تا باند فرود کار میکردند.این هواپیما دارای سامانه ی فرود خودکار نیز هست.
مشخصات فنی:
ابعاد داخلی :
عرض کابین 58/3 متر
ارتفاع کابین 2/2 متر
حجم کابین 2/163 متر مکعب
حجم محفظه ی بار جلو 5/21 متر مکعب
حجم محفظه ی بار عقب 5/16 تر مکعب
حجم محفظه ی بار زیری 5 متر مکعب
مساحت ها:
مساحت بال 45/201 متر مکعب
سطوح دم 2/42 متر مربع
ابعاد خارجی:
دهنه ی بال 55/37 متر
طول کلی 92/47 متر
ارتفاع کلی 4/11 متر
قطر بدنه 8/3 متر
دهنه ی دم افقی 4/13 متر
فاصله میان 2 چرخ اصلی 5/11 متر
ارتفاع در ورود و خروج مسافران 7/1 متر
عرض در ورود و خروج 8/0 متر
ارتفاع درهای اضطراری 28/1 متر
وزن و بار:
وزن خالی 300/55 کیلو
بار 18000 کیلو
سوخت 750/39 کیلو
وزن تیک آف 100000 کیلو
وزن لندینگ 80000 کیلو
کارایی:
سرعت 935 کیلومتر در ساعت
ارتفاع 11900 متر
سطح پروازی 12100 متر
طول باند مورد نیاز 2500 متر
تنظیم: مدلر
اوج پرواز
شکل گرفته. در حال حاضر ایشون معلم خلبان هستند..

در طی یک ماه چند بار پرواز می کنید ؟
به این دلیل که من معلم خلبان هستم پیش آمده که در طی یک روز چند بار پرواز کنم اما به عنوان خلبان جت فالکون در ماه بیشتر از 5 روز پرواز نمی کنم.
بیشتر به فکر اوج گیری هستید یا فرود ؟
وقتی یک کاری را شروع می کنی همیشه دوست داری آن را به خوبی به پایان برسانی. و چون مبدا و مقصد ما از قبل مشخص هست مدام به مقصد فکر می کنی و همیشه در اوج هستی که به نقطه ی پایانی و فرود فکر می کنی...اما اوج را خیلی دوست دارم...
مناسب ترین فصل برای پرواز کدام است؟
در پرواز وقتی از ابر ها بالاتر می روید دیگر تفاوت فصل ها احساس نمی شود.
زیبا ترین فصل برای پرواز کدام است؟
ایران در هر فصلی زیباست.جنگل ... کویر ... دریا همه و همه زیبایند.
پرواز در شب چگونه است؟
یک نوع احساس کاملا مرموز به خلبان دست می دهد.یک حالت تنهایی عجیب....چقدر به خدا نزدیک است.دیدن نور خان ها را در شب خیلی دوست دارم.
آیا پرواز در روز بارانی مشکلی برای خلبان به وجود نمی اورد؟
هواپیما در بالای ابرهاست ... هوا کاملا صاف است و فقط دمای هوا پایین است که با توجه به آن خلبان دمای داخل را تنظیم می کند.
در چه شرایطی کار شما سخت است؟
ابرهای طوفان زا که رعد و برق تشکیل می دهند...اگر دید فرودگاه مقصد نیز کم باشد برای خلبان خیلی آزار دهنده است.
رابطه ی شما با هواشناس ها چطور است؟
خلبان ها احتیاج ضروری به اطلاعات هواشناسی برای پروازشان دارند.
آیا تا به حال برایتان اتفاق افتاده که هواشناسی برعکس پیش بینی کند؟
قبلا خیلی اتفاق می افتاد اما امروزه به علت مدرن تر شدن دستگاه ها این اتفاق نادر است.
خاطره انگیز ترین پروازی که داشتید؟
در زمان جنگ پروازهای کمک رسانی برای جبهه داشتم .دارو و خون به جبهه می بردم.خاطرات آن زمان از یادم نمی رود....
زیبا ترین پروازتان....؟
همهی پروازها زیباست . و ر کدام با بعدی متفاوت است.اما یک پرواز که از بجنورد به سمت مهرآباد در حال پرواز بودم به خاطر غروب خورشید خیلی زیبا بود.
خانواده نظرشان با حرفه ی شما چیست؟
دخترم و دامادم در همین حرفه هستند...اما همسرم از پرواز خوشش نمی اید و از ارتفاع می ترسد.
در آسمان هم ترافیک است؟
بله اما حساب شده و منظم.نظم دهی به این سیستم کار کارشناسان مراقبت پرواز است.
ترافیک زمینی را ترجیه می دهید یا هوایی؟
ترافیک زمینی غیر قابل تحمل است.مخصوصا آلودگی هوای تهران....شهر تهران یکی از پرنور ترین شهرهای دنیاست امی بعد از کمی اوج گیری هیچ چیز دیده نمی شود.
چراق قرمز هم در آسمان وجود دارد؟
بله مناطق ایستایی هستند که خلبان موظف است قبل از فرود در آن مکان ها توقف داشته باشد.
تا به حال در آسمان به پرواز دسته جمعی پرندکان برخورده اید؟
بله و برایم خیلی جالب است. از طبیعت درس می گیرم...از نظمشان...طی 28 سال پرواز تنها 1 بار با آنها تصادف کردم....
بزرگترین موفقیت زندگیتان ....؟
خلبان های خوبی تربیت کردم که در شرکت های مختلف مشغول پروازند...
اوقاتی که بیکارید چه کار می کنید؟
بیشتر ورزش ... کوهنوردی و شنا و پیاده روی.
مطالعه هم می کنید؟
بله ... کتاب های شعر.
اولین درسی که به دانشجویان می دهید؟
دور کردن کبر و غرور...
آسمان بهتر است یا زمین؟
هر دو .. آسمان بدون زمین زیبا نیست....
یک آرزو؟
ای کاش می توانستم فضا نورد شوم...........................
تنظیم : مدلر
http://owjeparvaz.blogfa.com
Folira81@yahoo.com
اگر عاشق پرواز هستید
اگر همیشه در رویای پرواز سیر می کنید
اگر می خواهید خلبان شوید
اگر می خواهید با راز موفقیت خلبانان جوان آشنا شوید
اگر دوست دارید هر هفته خا طرات خلبانان معروف دنیا را مطالعه کنید
اگر به دنبال پاسخ سوالات خود در زمینه ی هوانوردی هستید
اگر به دنبال سی دی های آموزشی و هوانوردی می گردید
می توانید هر هفته مطالب جالب ، خاطره ، مصاحبه با خلبانان و مراکز آموزش خلبانی و ... و .. و را در این وبلاگ مطالعه کنید...اما این نظرات و پیشنهادات شماست که باعث میشه تا نویسنده میزان خوانندگان مطالب و سطح انتظارات انها در این زمینه را تشخیص دهد و آنها را براورده سازد...از این رو منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستیم....
با تشکر از شما
نویسنده : مدلر



ویژگی های برتر ایران 140 ( Antonov 140)

این هواپیما دارای بردی بلند در میان رقبا بوده و قابلیت پرواز بین تمامی فرودگاه های کشور را داراست.برد آن با بیشترین مسافر 2300 کیلومتر تا حداکثر 4000 کیلومتر است. سرعت ایران 140 با بهترین هواپیمای غربی رقابت می کند و به 540 کیلومتر در ساعت می رسد. و دارای آخرین تکنولوژی هشدار و اطفای حریق هست. و با 1 موتور خاموش قابلیت گذشتن و پرواز از تمامی ارتفاعات کشور را دارد.
ایران 140 با داشتن 1 موتور کمکی در کنار 2 موتور اصلی قوی ترین سیستم تهویه ی متبوع را در گرمترین مناطق ارائه می دهد.ایران 140 همانند هواپیماهای مدرن بویینگ و ایرباس دارای سیستم های ناوبری رادیویی دیجیتال برخوردار می باشد.و قادر است همزمان از سیستم های ماهواره ای بهره بگیرد.
سیستم آتوپایلوت آن بدون نیاز به سیستم مدیریت پرواز هواپیما را در طول پرواز و نشست و برخاست یاری می کند.
موتور های این واپیما با سابقه ی پرواز میلیون ها ساعت تنها موتوری است در ایران که مجهز به سیستم کنترل سوخت تمام الکتریک ی باشد.فقط 1 نوع ایرباس دارای این سیستم است.چنین سیستمی اطلاعات موتور و سوخت را در طول پرواز به طور کامپیوتری به اطلاع خلبان می رساند.
جعبه ی سیاه هواپیما تمام کارایی آن را در 20 ساعت آخر پرواز ضبط می کند.
ایران 140 همانند دیگر هواپیماهای مدرن دارای سیستم هشدار دهنده ی اصابت به زمین می باشد و مدل های جدید آن مجهز به سیستم هشدار دهنده ی تصادف هوایی نیز هستند..

مشخصات :
Aircraft length 22.605 m Wing span 24.505(25.505) m Empty aircraft overall height at rest 8.232 m Landing gear track 3.18 m Wheel base 8.162 m Wheels of nose landing gear 0.6 x 0.22 m Wheels of main landing gear 0.81 x 0.32 m Uner floor baggage volume Transport compartment length 14.51 m 6.1 m³
3 m³
Rear baggage /carg compartment volume
Length
22.46 m
73.67 ft
Fuselage Diameter
2.82 m
9.25 ft
Length
11.6 m
38.05 ft
Height
1.9 m
6.23 ft
Width
2.6 m
8.54 ft
Max. Take-off Weight
21,000 ( 21,500 ) kg
46,200 ( 47,300 ) lb
Max. Landing Weight
21,000kg
46,200 lb
Max. zero fuel weight
19,100 ( 19,200 ) kg
42,020 ( 42,240 ) lb
Max. Payload
6,000 kg
13,200 lb
Max. Fuel
4,370 kg
9,614 lb
Take-off Run (1-engine)*
1,350m
4,415 ft
Take-off Distance(1-engine)*
1,750 (1,925) m
5,740 (6,314) ft
Landing Distance*
1,360 m
4,460 ft
Climb,2 engine*
410 m/min
1,345 ft/min
Max. Cruise Speed (18,000 ft)*
533 km/hr
285 KTAS
Range (Cruise Speed)**
2,100 km
1,134 NM
|
نتایج نهايي رسیدگی به پرونده هواپیمای سی 130 منتشر شد
|
|
سازمان قضائی نیروهای مسلح طی اطلاعیه ای نتایج رسیدگی به پرونده سقوط هواپیمای سی 130 را اعلام کرد. |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، درابتدای این اطلاعیه با اشاره به گزارش سانحه آمده است : با توجه به تحقیقات انجام شده، گزارش سانحه سقوط هواپیمای C – 130 نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به شرح زیر است . 1 / 1) خلبان هواپیمای C – 130 ، ستوان یکم بابک گوهری در ساعت 8 صبح روز سانحه جهت کنترلهای قبل از پرواز به هواپیما مراجعه و با برخی از اشکالات فنی از جمله عیب سیستم ناوبری هواپیما (VOR) مواجه شده و اشکالات را در فرم مربوط ثبت و اعلام مینماید. 2 / 1) با توجه به تاخیر در رفع عیب سیستم ناوبری و عدم موافقت خلبان گوهری برای پرواز با یک VOR، مسوولین مربوطه در تیپ ترابری اقدام به تعویض خلبان گوهری با خلبان نادری می کنند. 3 / 1) در پی اصرار خلبان نادری که عیب سیستم VOR را اساسی میدانسته، تیم تعمیر و نگهداری اقدام به تعویض یکی از VOR های هواپیمای مذکور با VOR هواپیمای دیگری میکنند. 4 / 1) با تعویض VOR و صدور اجازهی پرواز، خلبان گوهری تقاضا میکند که مجددا هدایت هواپیما را برعهده بگیرد که با موافقت مسوولان امر هدایت هواپیما به وی سپرده میشود. 5 / 1) در نهایت هواپیمای C – 130 در ساعت 13:21:24 با بیش از 5 ساعت تاخیر به علت رفع اشکالات موجود و دید کم به پرواز درآمده ولی 10 دقیقه پس از پرواز در ساعت 00/31/13 به علت بروز نقص فنی در موتور شمارهی 4، خلبان اعلام وضعیت اضطراری کرده (خلبان در این لحظه طی مشاوره با متخصصین، موتور شمارهی 4 را خاموش میکند) و با هماهنگی تقرب (رادار) فرودگاه مهرآباد، به فرودگاه باز میگردد. 6 / 1) خلبان پس از کسب مجوز از تقرب (رادار)، جهت فرود ارتفاع خود را کاهش داده و در فاصلهی 7 مایلی باند و در ساعت 37/40/13، تقرب فرودگاه، هواپیما را به برج مراقبت تحویل میدهد و مسوولیت خود را تمام شده تلقی می کند. 7 / 1) هواپیما در فاصلهی 2/4 مایلی باند از مسیر اصلی خود به سمت چپ منحرف شده و این انحراف تا زمان بروز سانحه ادامه مییابد. 8 / 1) در فاصلهی 5/3 مایلی باند، شهید گوهری در تماس افسر کاروان نظامی (بخش کنترل پروازهای نظامی پایگاه هوایی مهرآباد) با وی، وضعیت را طبیعی اعلام میکند، این موضوع بیانگر آن است که وی متوجه انحراف به چپ خود نبوده است. 9 / 1) با ادامهی پرواز و نزدیک شدن هواپیما به زمین، خلبان گوهری متوجه انحراف مسیر شده و در جهت تصحیح مسیر خود به سمت باند پرواز (سمت راست)، بدون توجه به محدودیت هواپیما و از کار افتادن موتور شمارهی 4 در بال راست، با سرعت کم اقدام به گردش بیش از حد به سمت راست مینماید که این عمل وی موجب واماندگی هواپیما (STALL) شده و هواپیما با برگشت به چپ و شیرجه شدید در کنار بلوک 52 شهرک توحید به زمین برخورد و منفجر میشود. در ادامه این گزارش به تحقیقات سازمان قضایی نیروهای مسلح: اشاره شد و آمده است: با وقوع این حادثه و ارجاع پرونده به سازمان قضایی نیروهای مسلح، تیم ویژه تحقیق به سرپرستی بازپرس شعبهی اول دادسرای نظامی تهران، با صدها ساعت کار مستمر، این سانحه را از جوانب گوناگون مورد بررسی دقیق و فنی قرار دادند که بخشی از این اقدامات بدین شرح است: - معاینهی دقیق محل وقوع سانحه سازمان قضائی نیروهای مسلح همچنین در خصوص پرداخت دیه بازماندگان و خسارت وارده اعلام کرد: با پیگیریهای به عمل آمده از شرکتهای بیمه طرف قرارداد و مساعدتهای ارتشجمهوری اسلامی ایران، در نهایت حقوق متعلقه به سرنشینان هواپیما در پایان سال 84 دریافت و تاکنون تعداد 82 نفر از اولیای دم با ارائه مدارک، دیه مربوط را دریافت کردهاند و رضایت خود را از جنبه خصوصی حادثه اعلام و خواستار رسیدگی به جنبه عمومی حادثه و برخورد با مسببان حادثه شدهاند. دیه سایر شهدا نیز تامین و مراجع ذی ربط آمادگی دارند پس از ارائه مدارک مربوطه توسط خانواده شهدا، دیه آنان را پرداخت نمایند، در همین ارتباط خسارت وارده به 20 دستگاه خودرو و همچنین 36 واحد مسکونی و اموال ساکنان شهرک توحید توسط نیروی هوایی ارتش پرداخت شده است. سازمان قضائی نیروهای مسلح همچنین در تشریح عوامل اصلی وقوع سانحه گفت: با توجه به تحقیقات انجام شده علل و عوامل ذیل در وقوع سانحه موثر بودهاند. 1/ 4)اشکال در سیستم ناوبری هواپیما – کارکنان پایگاه هوایی مهرآباد در تعویض سیستم VOR هواپیمای سی 130 مرتکب اهمال و سهل انگاری شدهاند و فرماندهان مربوطه نظارت صحیحی بر عملکرد زیر مجموعه خود اعمال نکردهاند که این امر منجر به انحراف هواپیما از مسیر اصلی خود هنگام فرود در فردگاه مهرآباد شده است. 2/ 4) سهل انگاری کنترلر تقرب (رادار) و برج مراقبت و مسوولان اداره مراقبت پرواز فرودگاه مهرآباد ،براساس تحقیقات به عمل آمده و نظریه کارشناسان به ویژه هیات کارشناسان پاکستانی (عضو ایکائو) در هنگام انحراف هواپیما از مسیر اصلی خود، کنترلرهای تقرب و برج مراقبت طبق مقررات سازمان ایکائو و دستورالعملهای موجود وظیفه داشتهاند که هواپیمای دارای نقص فنی و در حین فرود اضطراری را تا زمان نشستن بر باند فرودگاه، تحت نظارت و مراقبت دقیق خود قرار داده و هرگونه انحرافی را به خلبان تذکر دهند لیکن به وظایف قانونی خود به درستی عمل نکرده و مسئولان اداره مراقبت پرواز نیز مدیریت صحیحی بر مجموعه خود اعمال نکردند. 3/ 4) بر اساس بررسیهای انجام شده و اعلام مراجع امنیتی هیچ گونه قرائن و شواهدی دال بر انجام اقدامات خرابکارانه در هواپیما به دست نیامده است. 4/4) مجموع خطاها و سهل انگاریهای به عمل آمده در پایگاه هوایی مهر آباد و ادارهی مراقبت پرواز فرودگاه مهرآباد در وقوع این سانحه نقش داشته است. بخش پنجم این اطلاعیه به اظهار نظر قضایی اختصاص دارد و اشاره شد،بر اساس قرار نهایی دادسرای نظامی تهران که در 93 صفحه تنظیم شده است و با توجه به نتایج تحقیقات و بررسیهای به عمل آمده، معاینات و تحقیقات محلی، نظریات هیاتهای کارشناسی و اظهارات شهود و مطلعان، قصور چهار نفر از مسئولان و کارکنان تیپ ترابری منطقه هوایی مهر آباد و چهار نفر از مسئولان و کارکنان بخش مراقبت پرواز و تقرب (اپروچ) فرودگاه مهرآباد، در این سانحه اثبات و پرونده آنان به اتهام مشارکت در اهمال، سهل انگاری، بی مبالاتی و عدم رعایت نظارت دولتی مقررات ایمنی مربوط به پرواز و هوانوردی منجر به قتل غیر عمدی (شهادت) سرنشینان هواپیما ، تعدادی از رهگذران و ایراد صدمه بدنی غیرعمدی به تعدادی از ساکنان و رهگذاران محلی با صدور قرار مجرمیت و کیفر خواست به دادگاه نظامی تهران ارسال گردید. درخصوص ادامه رسیدگی به پرودنده در ادامه اطلاعیه آمده است: رسیدگی به پرونده در دادگاه نظامی یک تهران ادامه پیدا خواهد کرد و بدیهی است که بر اساس حکم دادگاه و طی مراحل دادرسی، مقصران نهایی و میزان قصور متهمان تعیین خواهد شد. تلاش دادسرای نظامی تهران بر این بوده است که با تحقیقات همه جانبه و دقیق، علل وقوع این سانحه را به دست آورد و مقصران را فارغ از انتساب آنان به سازمانهای مختلف شناسایی نماید که با لطف خداوند و تلاش و کوشش مداوم و شش ماهه قضات دادسرای نظامی تهران این امر تحقق یافت. |
مصاحبه با مهدى فيروزه سهيل كمك خلبان

شبيه زندگى:
پرواز كن، پرواز كن :
مى دانيد مادر و پدرها گاهى آرزو مى كنند كه بچه هاى شرشان بروند و خلبان شوند. بروند هوا تا از شيطنتشان كاسته شود. حالا از اين بشنويد كه يكى از همين بچه شرهاى ايرانى رفته و خلبان شده است و تازه مى گويد كه پنجاه درصد از نا آرامى درونش فروكش كرده است. نتيجه مى گيريم كه شما پدر و مادرهاى عزيز به جاى آرزوى پرواز براى كودكان بلايتان، برويد و يك جورى آنها را آرام كنيد. «مهدى فيروزه سهيل» كودك ناآرام، چند سالى است كه با پريدن نيمى از وجودش را آرام كرده است.
نيمه ديگر اين شيطنت امروز به نواختن گيتار و پيانو و ورزش مى گذرد.
مثل همه بچه ها
چطور شد كه خلبان شد؟ «از هر بچه اى كه بپرسى مى خواهى چه كاره شوى مى گويد دكتر يا خلبان.» آرزوهاى كودكيش اين دو شغل بودند. اما چه شد كه رفت سراغ خلبانى و نه پزشكى:
«از آنجايى كه ما پشت ميزنشين نبوديم و شيطون هم بوديم، رفتيم و خلبان شديم.» اما نه از همان اول «بعد از اينكه سربازى رفتم و فوق ديپلم كامپيوتر گرفتم، ديدم مهندسى و پزشكى به درد ما نمى خورد. تغيير رشته داديم و از سال ۱۳۷۹ وارد اين رشته شديم. تا اواخر ۸۲ كه تمام كرديم.»
راه و چاه آموزش خلبانى
قبلاً در ايران تنها يك مؤسسه وابسته به سازمان هواپيمايى كشورى آموزش خلبانى را در ايران به عهده داشت. اما امروز اين مؤسسه ديگر خلبان تربيت نمى كند. در عوض چندين مؤسسه خصوصى اين كار را به عهده گرفته اند: «به همين دليل هم هزينه شركت در اين كلاس ها تا شش برابر افزايش يافته است. قبلاً شايد با پنج ميليون تومان مى شد اين آموزش ها را ديد. اما امروز با سى ميليون تومان اين آموزش ها انجام مى شود.»
«اگر كسى بخواهد خلبان شود، ابتدا بايد گواهى پرواز براى هواپيماهاى خصوصى را بگيرد. اين گواهى PPL نام دارد كه به معنى Private Pilot License است. اين دوره سه تا شش ماه كلاس زمينى دارد. بعد از همين دروس از ما امتحان مى گيرند. اگر قبول شديم بايد تا ۱۵۰ ساعت پرواز داشته باشيم.»
تا اينجا شما مجوز پرواز براى هواپيماهاى شخصى را دريافت مى كنيد. اما اگر بخواهيد پا را فراتر گذاشته و خلبان هواپيماهاى تجارى بشويد، بايد: «دوباره سه تا شش ماه كلاس زمينى داشته باشيد. تا اين بار CPL بگيريد. به معنى Commercial Pilot License. بعد بايد درباره تجهيزات داخل كابين درسى بخوانيم. كه آن هم دو ماه كلاس زمينى و ۴۰ ساعت پرواز دارد. مى شود ۲۵۰ ساعت پرواز آموزشى در مرحله دوم.»
پنج مركز براى پريدن دانشجوها در ايران وجود دارد اهواز، تبريز، مشهد، شيراز و تهران. دانشجوها بين اين پنج مركز تقسيم مى شوند. مهدى اهواز را انتخاب كرده است و به همين دليل هنوز فرودگاه اهواز را دوست دارد.
بعد از اينكه خلبان ها اين مدارك را گرفتند، بايد براى پرواز كردن با هواپيمايى كه هر شركت هوايى دارد، آموزش هاى لازم را ببيند. شركتى كه مهدى در آنجا مشغول به كار است، هواپيماى ايران ۱۴۰ دارد و خلبانان اين شركت براى آموختن پرواز با اين هواپيما در شاهين شهر اصفهان كه محل كارخانه اين مدل از هواپيما است آموزش ديده اند. بعد از اينكه خلبانان با امكانات و تجهيزات اين هواپيما آشنا شوند، مدركى براى پرواز با آن هواپيما مى گيرند.

بعد از اينكه مهدى دوره هاى آكادميك خلبانى را گذراند، يك سالى به دنبال گرفتن مدرك استاد خلبانى بود.
«آن مدرك را كه گرفتيم، يك كمى تدريس كرديم. بعد در كيش مدتى پرواز كرديم.»
او در جزيره كيش با قايق پرنده پرواز مى كرده است: «قايق پرنده، وسيله اى است كه قايق است، بال كايت رويش است و يك موتور ۵۰۴ روى آن گذاشتند كه براى هواپيماهاى فوق سبك است. اين وسيله تركيبى از هواپيما، كايت و قايق است.»
«يك سالى در كيش بودم و حالا اينجا در شركت هوايى سفيران مشغول هستيم و جوان ترين كمك خلبان اين شركت هستيم.»
مهدى تا حالا نزديك به چهارصد ساعت تجربه پرواز در كارنامه كارى خود، ثبت كرده است. اگر بتواند اين عدد را به هزار و پانصد ساعت برساند، با صلاحديد شركتى كه در آن كار مى كند و با امضاى آنها مى تواند از كمك خلبانى به خلبانى ارتقا يابد: «البته بعضى از شركت ها هستند كه تا سه هزار ساعت پرواز نداشته باشيم، به ما اجازه كاپيتان شدن نمى دهند.» او مى گويد كه مى تواند تا سالى پانصد ساعت پرواز را در كارنامه خود ثبت كند.
اما اين سالى پانصد ساعت به صورت منظم در طول هفته تقسيم نشده است. مثلاً گاهى در يك ماه اصلاً فرصت نمى كند كه بپرد. گاهى هم مى تواند تا پنجاه ساعت در ماه را روى آسمان باشد.
براى آنها كه آرزوى پريدن دارند
بچه ها خيلى علاقه دارند كه درون كابين خلبان را ببينند. اولين چيزى هم كه توجه آنها را جلب مى كند، دكمه هاى زيادى است كه در هواپيما وجود دارد. هرچند به اين بچه ها اجازه دست زدن به دكمه ها داده نمى شود، اما «بالاخره بچه هستند و يك دستى به جايى مى زنند.» حالا اگر اين بچه ها بخواهند روزى روزگارى خلبان شوند، بايد چه كنند؟
راه خلبان شدن، همين است كه از زبان مهدى نوشتيم اما آيا پيش از پايان مدرسه مى توان كارى كرد كه به آرزوى خلبانى نزديك تر شد؟
«اول از همه بايد زبانشان را قوى كنند و بعد بايد جيبشان را قوى كنند. سى ميليون كم نيست.»
تازه اين سى ميليون به نظر مهدى به اين زودى به جيب شما بر نمى گردد: «اگر اين پول را در بازار سرمايه گذارى كنيد بهتر است. براى عشقتان است كه مى رويد خلبان مى شويد.»
آموختن پرواز با هلى كوپتر از اين هم سخت تر به دست مى آيد. براى اينكه در ايران نمى توان به صورت خصوصى اين حرفه را آموخت و در خارج نيز هزينه سنگين ترى دارد: «بالاى پنجاه هزار دلار» در عوض حقوق خلبان هلى كوپتر نيز بالاتر از خلبان هواپيما است.
پنجاه درصد غير از پريدن
پريدن با هواپيما براى مهدى اين حسن را داشته كه پنجاه درصد از انرژى زيادش را مصرف كند. اما ببينيم با بقيه اين انرژى چه مى كند:
«يك مقدارش را با ورزش پر مى كنيم و يك مقدارش را هم با موسيقى»
«از دوازده سالگى جودو كار مى كردم تا زمان سربازى و بعدش وزنه بردارى كار مى كرديم و به صورت آماتور شنا هم مى كنيم.» در حال حاضر كارت مربيگرى وزنه بردارى دارد.
«در موسيقى هم ده سالى كه پيانوى كلاسيك كار كردم و گيتار هم اى يك وقت هايى كارهايى باهاش مى كنيم. آن هم كلاسيك.»
كشف و باقى قضايا
از اول مصاحبه من با خودم فكر مى كردم اين آقاى خلبان چرا همه فعل هايش را جمع مى بندد. به اين بخش كه رسيدم متوجه شدم او چون كارهاى متعددى در زندگى انجام مى دهد، خودش را جاى چند نفر قرار مى دهد. من هم از اين پس براى اينكه جلوى او كم نياورم تا انتهاى اين گزارش خودم را جمع مى بندم.
براى روزهايى كه نمى پرى
مهدى وقتى نمى پرد، چه مى كند؟
«در رشته خلبانى مدام بايد درس بخوانى و به روز باشى. درباره همين هواپيما مدام بايد بخوانيم. ورزش مى كنيم و موسيقى مى نوازيم.»
در روزهايى كه نمى پرد، مشغول درس خواندن است: «يك خلبان بايد تا آخر عمرش درس بخواند.»
ويژگى هاى بدنى
حتماً شما هم شنيده ايد كه خلبان ها نبايد دندان پر كرده داشته باشند و چشم هايشان بايد بينايى كامل داشته باشد. از مهدى مى پرسيم (به كار بردن فعل جمع درباره خود آدم، مزه مى دهدها!) كه آيا چنين شروطى واقعاً براى رشته خلبانى مهم هستند؟
«اينها مال زمان هاى قديم بود كه امكانات ساخت وسايل و تجهيزات هواپيما كم بود. الآن تا نمره چشم ۲ براى خلبان ها مجاز است. دندان پر شده هم مشكلى ايجاد نمى كند.»
اما يك خلبان بايد ويژگى هاى بدنى خاصى داشته باشد: «شنوايى گوش بايد تا حدى كه پزشكان متخصص هوايى تشخيص مى دهند، مناسب باشد. مريضى پوستى، فشار خون، چربى خون و قلب نبايد داشته باشيد. هر سال از لحاظ بدنى شما چك مى شويد. هم نوار مغز از شما مى گيرند و هم نوار قلب.»در ضمن قد خلبان بايد از حدى بالاتر باشد و «وزنشان هم از حدى نبايد بالاتر برود.»
«اگر خلبان دچار سرما خوردگى باشد بايد به پزشك هوايى اطلاع دهد كه دچار اين معضل است. تا پزشك تصميم بگيرد كه آيا او اجازه پريدن دارد يا نه.»
براى خلبان هاى نظامى بيشتر به اين نكته توجه مى شود كه اين خلبان ها سلامت كامل باشند. براى اينكه «در پروازهاى نظامى فشار خيلى زيادى به خلبان مى آيد.» اما «امروز هواپيماهاى نظامى هم پيشرفته شده است و ديگر به اين همه سخت گيرى نيازى نيست.»
كمك خلبان چه مى كند؟
مهدى براى ما فاش مى كند كه كمك خلبان همه كارهايى كه خلبان بايد انجام بدهد را بلد است و همه آن كارها را هم از فرود و بلند شدن گرفته تا كنترل فشار درون كابين انجام مى دهد. اما «مسؤوليت ها همه با كاپيتان است.»
«بگذاريد براى شما مثالى بزنم. مثلاً با خلبانى با هم مى خواهيم به اصفهان برويم. او مى گويد كه هواپيما را تا اصفهان او مى برد و برگشت را ما انجام مى دهيم. هيچ فرقى بينمان نيست. منتها كاپيتان در زمانى كه كمك درحال پرواز است، به كارهايش نظارت مى كند.»
خلبان و كمك خلبان به زبان فارسى با هم گفت وگو مى كنند. چرا كه به گفته مهدى صحبت كردن به زبان مادرى راحت تر است و احتمال خطا را كاهش مى دهد و ارتباط را تسريع مى كند. اما در گفت وگو با برج مراقبت بايد حتماً به زبان انگليسى حرف بزنند. كاربرد مهم دانستن زبان در خلبانى خواندن متون درسى خارجى است.
هركارى مى كنيم مهدى زيربار نمى رود كه خلبان يا كمك خلبان در طول پرواز مى توانند چرت بزنند: «مگر اينكه كسى باشد كه جانش را دوست نداشته باشد. اصلاً امكان ندارد.» اما غذا مى توانند بخورند: «منظورم يك غذاى جمع و جور و كوچك است.» سيگار كشيدن در كابين خلبان ممنوع است. اما خلبان ها اگر به كشيدن سيگار عادت داشته باشند، مشكلى براى پرواز ندارند.در هواپيماهاى جديد ديگر مهندس پرواز نداريم و خلبان و كمك خلبان تنها كسانى هستند كه درون اتاق هدايت هواپيما مى نشينند.
راستى از مهدى پرسيديم كه آيا اين واقعيت دارد كه خلبان هاى ايرانى از بهترين ها هستند؟ «من با خارجى ها هم كار كردم به نظرم ايرانى ها خيلى باهوش تر هستند.» مى شود اين گفته مهدى را به پرسش گذاشت. آيا واقعاً ما خيلى باهوش تر از مردم ديگر دنيا هستيم؟
مهدى در تركيه و مالزى نيز پريده است و مى گويد كه درآمدش در آن كشورها بسيار بالاتر است. با اين حال ايران را ترك نمى كند. چرا؟ «براى اينكه پدر و مادر سنشان بالاست ديگر. بايد اينجا بمانيم. ما هم فرزند بزرگ خانواده هستيم ديگر.»
لباس هاى همه خلبان هاى ايرانى مانند هم است. منتها آرم شركت ها كه به گوشه جيب كتشان وصل مى شود متفاوت است. درجه هاى روى شانه آنها هم متفاوت است: «كمك خلبان ها سه خطى هستند و خلبان ها چهارخطى. مهمان دارها هم يكى يا دو تا خط دارند.»
هواپيما خطرناك نيست؟
مهدى بهترين كسى است كه مى تواند به اين پرسش ما پاسخ بگويد كه آيا هواپيما خطرناك است يا نه؟
«شما از خيابان كه رد مى شويد بايد بترسيد براى اينكه ماشين به شما مى زند. اما همه چيز دست خدا است. اگر بخواهد چيزى بشود روى همين زمين هم اتفاق مى افتد. فرقى ندارد. من نمى ترسم. خلبانى هم مانند رانندگى است. شايد اولش كمى هيجان يا ترس داشته باشد. اما بعد عادت مى كنيم.»
حتى در شرايط خطرناك هم او نمى ترسد: «ترس كه مشكلى را حل نمى كند. بايد حواسمان به كارمان باشد. البته هنوز اتفاق خيلى بدى براى من نيفتاده است. فقط يك بار در دوره دانشجويى من در اهواز مى پريدم، هوا خيلى خراب شده بود. به خاطر گرم بودن هوا. اما چيزى نشد.» يك بار هم در دوره دانشجويى چرخ هواپيمايش باز نشده است و او بالاخره بعد از چند بار تلاش چرخ ها را باز كرده است.»
ملخ
هواپيمايى كه مهدى با آن مى پرد، ملخى است. اما موتور جت دارد. تنها ۵۵ نفر مسافر در اين هواپيما جا مى شوند. آيا اين هواپيما از لحاظ اقتصادى به نفع شركت هاى هوايى است؟
«از لحاظ نگهدارى و تعميرات ارزان تر از موتورهاى توربو جت است. سودى كه از مسافرها در مى آورد هم بيشتر است. هزينه هاى نگهدارى و سوخت جت هم بيشتر از هواپيماى جت ملخى است. اما خوب سرعت بيشترى دارد و براى پروازهاى طولانى مدت و متوسط بهتر است.»



چه هواپيمايى را بيشتر دوست دارد?
او پاسخ مى دهد: «فرقى نمى كند. فقط پرواز كنيم.» اما يك هواپيما است كه او از همه بيشتر دوست دارد: «يك موتوره ملخ»
براى اينكه» همه چيز دست خودتت است. مسافر كه هست بايد راست بروى و راست بيايى. اما وقتى خودت باشى و خودت هر كار بخواهى مى كنى.» ما مى گوييم كه اين مهدى هنوز نا آرام است، شما باور نمى كنيد
تنظیم : مدلر
owjeparvaz.blogfa.com
اخبار هوانوردی :
فرودگاه اصفهان در مقام دوم از لحاظ رفت آمد هوایی
با توجه به اینکه فرودگاه بین المللی شهیدبهشتی اصفهان از نظر آمد و شد هوایی مقام دوم را در کشور دارد به این منظور ارتقای سامانه هدایت ناوبری این فرودگاه 130 میلیارد ریال به این قسمت اختصاص داده شده.
"سید ایرج بهشتی" مدیر کل فرودگاه های اصفهان در هنگام بازدید اعضای شورای اسلامی شهر اصفهان از فردگاه شهید بهشتی این فرودگاه را یکی از فعال ترین فرودگاه های کشور و جایگزین فردگاه بین المللی اما خمینی و مهرآباد دانست و گفت : سال گذشته در این فرودگاه 42177 پرواز انجام گرفته .
بهشتی از اختصاص 130 میلیارد ریال برای ارتقای سامانه ی هدایت ناوبری فرودگاه خبر داد و گفت:برای جلوگیری از هرگونه خطای پرواز سامانه راداری پیشرفته در این فرودگاه برای هدایت هواپیمای مسافربری در حال نصب است.(در هفته ی دولت به بهره برداری رسیده است)
وی گفت : علاوه بر هواپیماهای مسافربری هواپیماهای ارتش نیز از این فرودگاه پرواز می کنند و در حال حاضر همه ی فرودگاه های استان تحت کنترل فرودگاه شهید بهشتی هستند.

مسافران هوایی از این به بعد فرم نظرسنجی دریافت می کنند
سید مرتضی حسینی مدیر کل نظارت بر حمل ونقل هوایی و امور فرودگاه ها اظهار داشت:ملاک ارزیابی شرکت های هوایی میزان رضایت مردم است.این دفتر بنا به وظيفه ي نظارتي خود علائه بر صدور مجوز پرواز مسيرهاي داخلي و خارجي مسوول رسيدگي به تخلفات و نحوه ي عملكرد شركت هاي هوايي نيز هست.لذا از اين پس فرم هاي نظر سنجي با هماهنگي هواپيمايي كشوري در پايان هر پرواز به مسافران داده مي شود .

آماده ورود به ناوگان عربي A380
يك فروند ايرباس 380 براي پرواز هاي آزمايشي در آب و هواي گرم و شرجي به مدت 1 هفته پرواز هاي آزمايشي در امارات متحده پرواز مي كند. اين هواپيما كه با لوگوي اتحاد ايرويز تزيين شده نشست و برخاست در فرودگاه هاي ابوظبي و العين را تجربه نمود تا ضمن بررسي ميزان آمادگي فرودگاه ها براي پذيرش اين غول پرنده به موتور هاي رولزرويس ترنت 900 و كارايي آنها در آن آب و هوا مورد بررسي قرار گيرد.
اخبار كوتاه از نقاط مختلف جهان :
اوكراين : پرده برداري از آنتونف 148
روسيه : بررسي سقوط ايرباس 310 سيبير ادامه دارد
خلبانان خطوط هوايي خواستار اغو پروازهاي پهباد شدند.
لبنان : پرواز هاي خطوط هوايي خاور ميانه به دمشق منتقل شد
پاكستان : هواپيماهاي فوكر 27 زمين گير مي شوند
اخبار كوتاه از ايران :
اضافه شدن 1500 صندلي به ناوگان هوايي تا پايان سال
40 درصد مسافران از طريق بخش خصوصي جابجا مي شوند
هما آماده واگذاري است
پرداخت خسارت تاخير پروازها از مدتي ديگر

برای خلبان شدن سه موضوع بسیار مهم می باشد که به ترتیب:
1- وضعیت مالی -۲ توانایی جسمانی ۳- تصمیم نهایی
همان طوری که دربالا اشاره شد مرحله دوم داشتن توانایی جسمانی طبق قوانین هواپیمایی کشوری می باشد.
فرد پس از مراجعه به باشگاه هوانوردی و خلبانی برای عقد قرارداد نیاز به کارت A.M.C دارد که باشگاه فرد را به منظور چک آپ به طب هوایی در تهران به آدرس فلکه دوم صادقیه - اول اتوبان اشرفی اصفهانی - درمانگاه شهرداری منطقه ۵ معرفی می کند. 
چه مراحلی در درمانگاه انجام می شود؟
پس از مراجعه به مرکز AMC برنامه ای به شما داده می شود که به عنوان مثال گواهی نامه PPL را بررسی می کنیم : برای دریافت گواهی پزشکی خلبانی PPL فرد باید تمام آزمایشات خون و ادرار - عکس قفسه سینه - نوار قلبی - نوار مغزی - اکو قلب - شنوایی - روانشناسی را با موفقیت پشت سرگذارد.
۱- آزمایشات خون و ادرار: به مدت ۱۲-۹ ساعت قبل از این آزمایشات فرد نباید چیزی بخورد و بیاشامد.
۲-عکس قفسه سینه.
۳- نوار قلبی: در این قسمت از فرد ۶ حالت نوار قلبی گرفته می شود .
۴- نوار مغزی : دستگاهی به بالای سر و گوش فرد متصل می کنند و نواری از آن را چاپ می کنند.
۵- اکو قلب: عکسهای از دریچه های قلب فرد گرفته می شود.
۶- شنوایی: فرد در یک اتاقک قرار داده می شود و به گوش وی هدفون و در دستش دکمه ای قرار میدهند تا در زمان شنیدن آن صدا آن دکمه را فشار دهد.
۷- روانشناسی: این بخش یکی از طولانی ترین بخشهای مدیکال می باشد که در مرحله اول از فرد ۷۱ تست روانشناسی گرفته می شود. در مرحله دوم حدود ۱۰ سال اطلاعات عمومی از فرد پرسیده می شود. و بعد ۶ نوع تست هوش از وی گرفته می شود. ( تشابه - شمارش معکوس - مکعب - تغییر کلید جدول - شکل سازی - تشخیص نقاط ناقص ( .
پس از موففقیت در بخشهای بالا فرد به نزد پزشک هوایی دعوت می شود. پزشک هوایی فرد را معاینه کرده و یک تست رنگ از وی می گیرد بعد از صحیح جواب دادن تست رنگ گواهی AMC به فرد داده می شود و فرد می تواند کلاسهای خلبانی را آغاز کند.

به هیچ وجه فراموش نکنید که در نزد پزشک هوایی هر سوالی از شما پرسیده شد با اعتماد به نفس جواب دهید.
توجه:
۱- شماره عینک و یا آستیکمات بودن چشم در آموزش خلبانی مشکلی ایجاد نمی کند.
۲- در صورتی که در قلب مشکل (پرولاپس) وجود داشته باشد مانع پرواز شخص نمی شود.
۳- دندان پرشده مشکلی برای پرواز ایجاد نمی کند.
۴- آزمایش های گواهینامه CPL و دوره های بالاتر هیچ اختلافی با این آزمایشها ندارد٬ فقط در محدودیت باهم تفاوت دارند.

آموزش خلباني در ايران چهار برابر پرهزينه تر از كشورهاي توسعه يافته

در حالي كه آموزش خلبان پايه در بخش دولتي حدود شش سال به طول مي انجامد و هزينه اي بالغ بر 31 ميليون تومان دربر دارد و در بخش خصوصي اين دوره آموزشي دو سال زمان مي برد و هزينه آن در طول اين دوره بين 25 تا 27 ميليون تومان است. اين در حالي است كه در كشوري مثل آمريكا ديپلم خلباني براي دوره يك ساله 300ر3 دلار و دوره تكميلي حداقل 500ر3 دلار هزينه دارد و در كانادا دوره هاي تخصصي خلباني هزينه اي معادل 12 تا 15 هزار دلار دارد. البته اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه آموزش در هر رشته اي هرچقدر كمياب تر باشد، گران تر است. مسايلي چون نوع هواپيما، قطعات هواپيما، ساعت پروازي و حتي قيمت سوخت هواپيما نيز به گراني اين دوره ها افزوده است. يك خلبان هواپيماي ايرباس، مي گويد: «خيلي از هواپيماها در ايران از رده خارج هستند و به دليل تحريم ايران نيز از بسياري از هواپيماها استفاده نمي شود و اين ها دليلي براي گراني اجاره هواپيما و ساعت هاي استفاده از آن شده اند.»
از طرفي آموزش خلبانان در سيستم دولتي نيازمند صرف زمان طولاني است چرا كه با افزايش تقاضا و كاهش عرضه در آموزش دولتي مواجه هستيم. هر ساعت پرواز در اين سيستم حدودائ_60 هزار تومان برآورد شده است. حضور بخش خصوصي در آموزش خلبان ها در كشور زيرنظر سازمان هواپيمايي كشوري انجام مي گيرد و در اين رابطه 10 آموزشگاه در تهران به فعاليت مشغولند. بخش خصوصي از 10 سال پيش وارد اين كار شده است. بيشترين هزينه اين دوره هاي آموزشي را ساعت هاي پروازي تشكيل مي دهد و دوره زميني هزينه چنداني دربر ندارد. تكتم ميرزايي، كارشناس يك آموزشگاه خلباني درباره دوره هاي آموزشي مي گويد: «هر كارآموز، سه دوره متفاوت در مدت دو سال دوره مي بيند كه شامل آموزش PPL يا خلبان خصوصي است كه در اين دوره پرواز هاي بيشتري انجام مي شود و 45 ساعت پرواز، 300 ساعت زميني و هزينه دوره شش ميليون و 100 هزار توماني داشته پروازها صورت مي گيرد كه هزينه كمتري دارد.» وي در ادامه مي گويد: «دوره CPL يا خلبان بازرگاني نيز 125 ساعت پرواز، 300 ساعت زميني و 15 ميليون تومان هزينه دارد، دوره تكميلي خلباني نيز با 40 ساعت پرواز و 300 ساعت زميني هزينه اي بالغ بر پنج ميليون و 500 هزار تومان داشته كه با هواپيماي ايرباس و پرواز سيميلاتيور انجام مي شود.» با يك حساب سرانگشتي، هزينه اين دوره ها را مي توان بالغ بر 27 ميليون و_ 500 هزار تومان دانست كه رشد سالانه آن 5 تا 10 درصد است.
يك كارشناس هوايي نيز معتقد است: «هر ساله شركت هاي هواپيمايي سود كلاني از هزينه هاي آموزشي به دست مي آورند.»اين در صورتي است كه تا فردي دوره هاي آموزش پايه و تكميلي خلباني را نبيند و گواهينامه سازمان هواپيمايي كشوري را به نام خود نكرده باشد، خلبان محسوب نمي شود و بايد دوره هاي خلباني ايرلاين را نيز بگذراند.معمولادر دوره هاي آموزش خصوصي گواهينامه خلباني شخصي به افراد داده مي شود.علي اكبر گلرونيا، رييس پژوهشكده استاندارد حقوق هوافضا به سرمايه مي گويد: «خيلي از جوان ها در كشور علاقه مند يادگيري اين حرفه هستند و حاضر به سرمايه گذاري در اين كلاس ها هستند و حتي

معرفي فرودگاه بين المللي امام خميني
Modeler
ساختمان هاي جنبي :
اين ساختمان ها شامل ساختمان هاي آتش نشاني ، ساختمان هاي توقفگاه و تعميرگاه خودروهاي سنگين فرودگاه و مديريت فرودگاه ، انبارها ، پست هاي برق ، ساختمان هاي مربوط به نيروهاي امنيتي ، انتظامي و حراست ، مخابرات ، پمپ بنزين ، و ساختمان هاي مربوط به سوخت رساني به هواپيما مي باشند كه در محيط فرودگاه احداث شده و حدود 35000 متر مربع زيربنا دارند.

واحدهاي مسكوني :
47 واحد مسكوني در داخل فرودگاه با زير بناي 5900 متر مربع احداث گرديده و اسكان بقيه پرسنل فرودگاه توسط شهرك هاي اطراف فرودگاه خواهد بود.
برج مراقبت پرواز و ساختمان هاي پشتيباني :
برج مراقبت به ارتفاع 9/56 متر بين جاده هاي شرقي و غربي اسپاين با زيربناي 1100 متر مربع با سازه بتني احداث گرديده است. سالن كنترل برج به مساحت 175 متر مربع در طبقه ي 11 اين نركز قرار دارد.
د

